|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 19:49 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||
|
صـفـويان تشكيل دولت صفوي در اوايل قرن دهم هجري قمري ( ابتداي قرن شانزدهم ميلادي ) يكي از رويدادهاي مهم ايران محسوب مي شود . پيدايش اين دولت كه بايد آن را سرآغاز عصر تازه اي در حيات سياسي و مذهبي ايران دانست موجب گرديد استقلال ايران بر اساس مذهب رسمي تشيع و يك سازمان اداري بالنسبه متمركز ، تامين گردد . گذشته از آن تاسيس و استقرار اين دولت زمينه اي را فراهم ساخت تا خلاقيتهاي فرهنگي و هنري معماري ، تداوم و امكان تجلي و رشد يابد و نمونه هاي بديعي از اين امور ( به ويژه در زمينه هنر و معماري ) پديد آيد . با آغاز روابط سياسي با دولتهاي اروپايي و سرزمينهاي همجوار ، بازرگاني توسعه يافت . لازم به ذكر است كه اين امر موجب تحول در اقتصاد داخلي گرديد و اين تحول در توليد و فروش ابريشم و ايجاد مراكز بزرگ بافندگي بسيار موثر افتاد . در سال 907 ه.ق. شاه اسماعيل اول ( فرزند شيخ حيدر صفوي ) با كمك قزلباشان منتسب به خانقاه اردبيل ، پس از شكست فرخ يسار ( پادشاه شروان ) و الوند بيگ آق قويونلو ، شهر تبريز ( پايتخت دولت آق قويونلو ) را به تصرف درآورد . در همين شهر بود كه دولت صفوي را بنيان نهاد و مذهب شيعه دوازده امامي را مذهب رسمي ايران اعلام كرد . او در نخستين سالهاي سلطنت خود تمامي قدرتهاي خود مختار داخلي را برانداخت و زمينه ايجاد حكومت مركزي را فراهم ساخت . با اينكه تاسيس دولت صفوي به دست شاه اسماعيل در سال 907 ه.ق. انجام گرفت ولي علل و عوامل تكوين اين دولت به دو قرن قبل از آن بازمي گشت. با اين نظر اجمالي به تاريخ اجتماعي ايران بعد از اسلام ، بايد گفت كه ايجاد دولت شيعي صفوي نقطه اوج نهضتهايي بود كه به طرفداري از تشيع عليه حكومتهاي بني اميه و بني عباس و قدرتهاي همسوي آنان صورت گرفت . هجوم مغول در اوايل قرن هفتم ه.ق. و سقوط بغداد ( مركز خلافت عباسي ) در آغاز نيمه دوم اين قرن زمينه و شرايط مساعدي را فراهم كرد تا پيروان مذاهب ( به ويژه تشيع و نحله هاي فكري وابسته به آن ) امكان بيشتري براي رشد و توسعه پيدا كنند . در واقع قرن هشتم و نهم هجري ( به خصوص دوران انحطاط حكومت ايلخانان و تيموريان ) تا حد زيادي به رشد تشيع و تصوف كمك كرد . شيخ صفي الدين اسحاق اردبيلي نياي بزرگ صفويان و پيشواي طريقت صفوي در عصر ايلخانان مي زيست . تولد او به سال 650 ه.ق. و وفاتش به سال 735 ه.ق. روي داد و با ايلخاناني همچون سلطان محمود غازان خان اولجايتو و سلطان ابوسعيد بهادرخان معاصر بود . بر پايه يكي از قديمترين متون صفويه ( صفويه الصفاء تاليف اين بزاز ) جد اعلاي شيخ صفي الدين موسوم به فيروزشاه زرين كلاه در ناحيه مغان و مجاورت غرب گيلان توطن اختيار نمود و فرزندان او در آن نواحي با حسن سلوك و پرهيزگاري و زهد روزگار مي گذرانيدند . صفي الدين كه هشتمين نسل فيروزشاه بود در آغاز جواني با شور و اشتياقي كه در كسب عرفان داشت به دنبال مراد از شهري به شهري مي رفت . سرانجام در گيلان به خانقاه شيخ تاج الدين ابراهيم ( معروف به شيخ زاهد گيلاني ) رسيد و در سلك مريدان او در آمد . شيخ كه استعداد ذاتي و صلاحيت او را در سيرو سلوك دريافته بود ، وي را به جانشيني خويش انتخاب كرد و در سال 700 ه.ق. كه شيخ زاهد وفات يافت صفي الدين به جاي او بر مسند ارشاد نشست و شهر اردبيل را كه موطنش بود مركز فعاليت خود ساخت و خانقاهي در آن بر پا نمود . اين خانقا به زودي مركز تجمع پيروان شيخ صفي شد . ظلم و جور حكام ايلخاني و كارگزاران آنان و مضيقه هايي كه براي مردم فراهم مي كردند ،خانقاههاي آن روزگار را به مراكز تجمع ناراضيان و انديشه وران تبديل كرده در اين ميان خانقاه شيخ صفي از موقعيت ممتازي برخوردار بود . همچنين موقعيت اردبيل بر سر راههاي ارتباطي گيلان و اران و آذربايجان و آناتولي و نيز نفوذ معنوي شيخ و احترامي كه ايلخانان معاصر او برايش قايل بودند بيش از پيش بر اهميت اين خانقاه افزود . شيخ صفي الدين در سال 730 ه.ق. در حالي كه مريدان بسياري در حلقه طريقت او فراهم آمده بودند ، زندگي را بدرود گفت و فرزندش ، صدر الدين موسي جانشين او شد . از اين زمان تا دوران كه شيخ جنيد به پيشوايي رسيد رهبران خانقاه تنها كوشش خود را صرف تبليغ و ارشاد مريدان در مناطق دور و نزديك مي كردند و در اين دوران كه از سال 730 تا 830 ه.ق. به طول انجاميد نفوذ طريقت صفوي در ميان عشاير محروم و تهيدست آناتولي ( كه از تركان مهاجر آن ديار بودند ) و شيعيان جزيره و شامات و جبل لبنان بالا گرفت . ولي از زمان كه شيخ جنيد به پيشواي خانقاه رسيد به علت انتشار تشيع غالي در سرزمينهاي ياد شده – به ويژه در آناتولي – و همبستگي افكار صوفيانه با آرمانهاي تشيع ، خانقاه اردبيل به مركز تبليغات شيعي تبديل شد . بروز اختلافات بين حكام سلسله هاي آق قويونلو و قره قويونلو و موقعيت خانقاه در اين كشمكشها سبب گرديد تا طريقت صفوي به جريانات سياسي و نظامي وقت كشانده شود . شيخ جنيد ، كه توسط جهانشاه قره قويونلو از اردبيل تبعيد شده بود ، در ديار بكر مورد حمايت اوزون حسن رقيب جهانشاه قرار گرفت و با كمك او به تجهيز طرفداران خود در ميان قبايل ترك و شيعيان پرداخت . وي در جنگهايي كه به خواست اوزون حسن برپا شده بود ، شركت كرد . اما در سال 860 ه.ق. كه به عنوان جهاد مذهبي به ناحيه شروان رفت ( در جنگ با شروانشاه ) به قتل رسيد . پس از وي حيدر ( فرزندش ) جاي او را گرفت . او نيز مانند پدر از حمايت اوزون حسن برخوردار گرديد و امير آق قريونلو ، دختر خود را به ازدواج او در آورد . شيخ حيدر ( يا به قول مورخان عصر صفوي ، سلطان حيدر ) در اردبيل از صوفيان سرسپرده خود نيرويي منظم و مسلح به وجود آورد كه به علت كلاه دوازده ترك و متحدالشكل آنان به تاركي سرخ منتهي مي شد ، به " قزلباش " معروف شدند . اين نيرو بعدها در شكل گيري دولت صفوي نقش عمده اي ايفا كرد . سلطان حيدر كه بلندپروازيهاي پدر را در جهاد مذهبي با شروانشاه دنبال مي كرد در راس جنگجويان خود به شروان لشگر كشيد . ولي با تمام جلادت و رشادتي كه به خرج داد از قواي متحد شروانشاه و يعقوب بيك آق قويونلو شكست خورد و كشته شد ( 893 ه.ق. ) فرزندانش علي ، ابراهيم و اسماعيل به فرمان يعقوب بيك در قلعه استخر فارس زنداني شدند . اما نزاع بر سر جانشيني يعقوب بين بايسنقر ميرزا ( فرزندش ) با رستم ( نواده اوزون حسن )بار ديگر پاي خاندان صفوي را به ميان كشيد . در اين راستا رستم ميرزا براي مقابله با رقيب زورمند خود يعني بايسنقر ميرزا تصميم گرفت پسران حيدر را از زندان آزاد و با نيروي صوفيان رقيب را از ميدان به در كند . با رسيدن فرزندان حيدر به اردبيل ، علي ( فرزند ارشد ) در معيت لشگري كه از صوفيان فراهم كرده بود به مقابله با بايسنقر شتافت و او را در ميان رود كر شكست داد . اما به علت سوء ظن رستم بيك و بيمي كه وي از قدرت روز افزون هواداران سلطان علي داشت علي را ضمن توظئه اي در راه بازگشت به آذربايجان به قتل رسانيد و حكم دستگيري ابراهيم و اسماعيل را صادر كرد . ولي آن دو به كمك مشاوران نزديك خود از معركه گريختند و پس از مدتي اختفا در اردبيل به سوي گيلان رفتند و حاكم لاهيجان ( كاركيا ميرزا علي ) كه سادات شيعي آن سامان بود مقدم آنان را گرامي داشت . پس از چند ماه كه از اقامت فرزندان حيدر در لاهيجان گذشت ابراهيم به هواي ديدار وطن عازم ارديبل شد. اما اسماعيل تا سال 905 ه.ق. كهآغاز نهضت اوست شش سال در لاهيجان باقي ماند . او در اين مدت تحت نظر و مراقبت كاركيا ميرزا علي با خواندن و نوشتن و تعليم قرآن و فنون سواري و تير اندازي آشنا شد. سرانجام در نيمه محرم سال 905 ه.ق. كه دوازده سال تمام داشت ، با مشورت " اهل اختصاص " به ويژه حسين بيگ الله و ابدال بيگ دده تصميم به خروج از لاهيجان و عزيمت به سوي اردبيل گرفت . در اين جريان هر اندازه ميرزا علي كوشيد از تصميم زود رس او ممانعت كند ، فايده اي نبخشيد . در راه حركت به اردبيل و از اين شهر به ارزنجان ، و هزاران نفر از مريدان و صوفيان نواحي مختلف و عشاير استاد جلو ،شاملو ، ذوالقدر ، افشار ، قاجار و ورساق به اردوي اسماعيل پيوستند . او ابتدا تصميم داشت به منظور جهاد به گرجستان عزيمت كند ولي در ارزنجان تصميم او تغيير كرد و آماده جنگ شروان گرديد . انگيزه او از اين اقدام ، انتقام از شروانشاه بود ( زيرا پدر و جدش در جنگ با او به قتل رسيده بودند ) . اسماعيل همراه سپاه خود پس از عبور جسورانه اي از رود كر ( كورا ) و تصرف شماخي ، شروانشاه را در نزديك قلعه گلستان شكست داد و به قتل رسانيد ( 906 ه.ق ) . پس از آن قلعه شهر نو و باكو و گلستان را تسخير كرد و در ناحيه شرور بر قواي الوند بيگ آق قويونلو كه به كمك فرخ يسار پادشاه شروان شتافته بود غلبه كرد و او را مجبور ساخت به سوي عراق بگريزد و خود پس از عبور از نخجوان پيروزمندانه وارد تبريز گرديد ( 907 ه.ق. ) و با فتح تبريز ، دولت صفوي پا به عرصه وجود نهاد . شاه اسماعيل در نخستنين جمعه پيروزي ، فرمان داد تا خطيب شهر خطبه ائمه اثني عشر ( ع ) را بخواند و جمله هاي " اشهدان عليا ولي الله " و " حي علي خير العمل " را اذان بگويد . همچنين ، مذهب دوازده امامي به عنوان مذهب رسمي كشور اعلام گردد. نخستين سالهاي سلطنت شاه اسماعيل صرف از ميان بردن قدرت و نفوذ دولت آق قويونلو و سركوب حكام محلي شد . وي از سال 907 ه.ق. تا فتح خراسان به سال 916 ه.ق. در جنگ همدان سلطان مراد آق قويونلو را ( كه فرمانرواي عراقين و فارس و كرمان بود ) شكست داد و مناطق تحت نفوذ آق قويونلوها را تسخير كرد . همچنين طي جنگهايي با مراد بيگ آق قويونلو رئيس محمد كره ( حاكم ابر قوه ) حسين كياي چلاوي ( حاكم فيروز كوه و سمنان و خوار ) ، ابوالفتح بيگ ( فرمانرواي كرمان ) و ديگر قدرتهاي محلي ، به عمر اين حكومتها پايان داد . در سال 913 ه.ق. ضمن جنگ با علاء الدوله ذوالقدر ، ديار بكر را فتح كرد و در سال 914 ه.ق. حاكميت خود را بر بغداد و عتبات مسلم گردانيد . همچنين خوزستان و هويزه را ( كه در تصرف سادات مشعشعي بود ) به تصرف در آورد و به نفوذ باريك بيگ پرناك در عراق عرب پايان داد . در سال 915 ه.ق. براي جنگ با محمد خان شيباني ( فرمانرواي ازبك ) كه بر خراسان و شرق ايران تا كرمان تسلط يافته بود تصميم به تدارك لشكر گرفت . شيبك خان ازبك يا محمد شيباني پادشاه دولت ومقتدري بود موسوم به " شيبانيان " . اعقاب شيبان ، پسر جوجي خان ، از اواخر قرن هشتم ه.ق. به تدريج بر ماوراء النهر مسلط شدند و محمد خان در سال 900 ه.ق. بر سراسر اين ناحيه تسلط يافت. وي با استفاده از ضعف بازماندگان دولت تيموري ، بر خراسان و نواحي شرقي ايران غلبه كرد . ظهور دولت شيعي صفوي ، دشمني دولت شيباني و دولت عثماني را ( كه هر دو از مذهب تسنن حمايت مي كردند ) برانگيخت و موجب يك رشته مخاصمات و محاربات بين ايران و دولتين مذكور شد و طبعا" نوعي اتحاد و همبستگي بين آن دو در راه مبارزه عليه دولت صفوي برقرار گرديد . اسناد و مدارك مشعر بر مكاتبات فيمابين دولت عثماني و ازبك ، اين اتحاد را اثبات مي كند . تجاوزات ازبكان در خراسان و شرق ايران و ارسال نامه هاي تهديد آميز محمد شيباني به پادشاه صفوي شاه اسماعيل را به تدارك جنگ خراسان مصمم ساخت . وي پس از فراخواندن سپاهيان از مناطق مختلف كشور رهسپار خراسان شد و در شعبان سال 916 ه.ق. در نزديكي شهر مرو شكست سختي به ازبكان وارد ساخت و محمد خان شيباني در اثناي اين جنگ به قتل رسيد. شكست ازبكان را تسخير تمامي شهرهاي خراسان و ماوراءالنهر را بر روي شاه اسماعيل گشود و مرزهاي شرقي دولت صفوي ، ازيك سو تا بلخ و از سوي ديگر ، تا آمو دريا گسترده شد . اگر چه شاه اسماعيل علاقه چنداني به امر اداره ماوراءالنهر از خود نشان نداد و تنها به علت تجاوزات امراي ازبك ناگزير به لشكر كشيهاي مجدد به آن ناحيه گرديد ، ولي با منصوب كردن حكامي در شهرهاي مختلف ، عملا" حاكميت دولت صفوي را در حوضه جنوبي رود جيحون تثبيت كرد . شكست ازبكان عكس العمل شديد كارگزاران دولت عثماني را برانگيخت و سياست آميخته با مماشات و تساهل سلطان با يزيد در برابر شاه اسماعيل با مخالفت شديد سران يني چري و علماي اهل تسنن عثماني روبه رو شد. مخالفان كه سلطان را سد راه مبارزه با دولت صفوي مي دانستند به دور سليم ( فرزند او ) گرد آمدند و ضمن توطئه اي كه به مرگ با يزيد انجاميد اين مانع را از سرراه برداشتند . سلطان سليم پس از فوت پدر ، به قصد جنگ با شاه اسماعيل و براندازي دولت نوپاي صفوي سپاه بزرگي از يني چريها و ممالك دست نشانده فراهم ساخت و پس از قتل عام شيعيان و طرفداران شاه اسماعيل در آناتولي در محرم سال 920 ه.ق. به سوي ايران حركت كرد. وي در ماه رجب همين سال در دشت چالدران ( نزديك خوي مستقر شدو در شرايطي كه سپاهيان عثماني از لحاظ كثرت عدد و مجهز بودند به اسلحه گرم از امتياز بزرگي برخوردار بودند جنگ آغاز گرديد. با تمام رشادت و جلادتي كه شاه اسماعيل و امراي قزلباش نشان دادند جنگ با پيروزي سلطان سليم خاتمه يافت و شهر تبريز سقوط كرد . اما سلطان عثمان تنها چند روزي توانست در آذربايجان بماند . بيم از عدم امنيت و تداركات ، دوري از مركز حكومت و مهمتر از همه طغيان يني چريها ( به علت عدم رضايت از جنگ و كشتار مسلمانان ) وي را مجبور به عقب نشيني كرد . اگر چه جنگ چالدران ضربه سنگيني به دولت صفوي وارد كرد ولي موجب از بين رفتن آن نشد. بعد از واقعه چالدران شاه اسماعيل تا پايان عمر دست به كار مهمي نزد و بيشتر اوقات خود را به آسودگي و فراغت گذراند و جز اعزام لشكرياني به ماوراءالنهر و گرجستان ( براي فرونشاندن پاره اي طغيانها ) حركت مهمي انجام نداد . سرانجام در 15 رجب سال 930 ه.ق. شاه اسماعيل پس از بازگشت از ييلاق شكي به آذربايجان در ناحيه سراب در 38 سالكي چشم از جهان فروبست در حالي كه دولتي با ثبات بنيان نهاده بود كه طي دو قرن ادامه يافت و از نظر تشكيلات و نظامات از مهمترين دولتهاي بعد از اسلام در ايران شمرده مي شود . تهماسب ، بزرگترين فرزند شاه اسماعيل كه در سال 919 ه.ق. به دنيا آمده بود . در يك سالكي به دستور پدرش به هرات انتقال يافت . به دليل اهميتي كه خراسان داشت حكومت اين سرزمين تا رود آمويه ( جيحون ) اصطلاحا" به او تعلق گرفت و ديوسلطان روملو ( حاكم بلخ ) به للگي او انتخاب شد . تهماسب هنگام مرگ پدر ده سال و شش ماه داشت كه به سلطنت رسيد . وي از سال 930 ه.ق. تا 984 ه.ق. مدت 54 سال سلطنت كرد كه بيشترين ايام سلطنت در دوران صفوي محسوب مي شود . او شجاعت و صلابت پدررا نداشت ولي از نظر كشور داري و تنظيمات زمان حكمراني او را بايد يكي از مهمترين ادوار صفويه شمرد. شاه اسماعيل در عمر كوتاه خود كه بيشتر در جنگهاي داخلي و خارجي گذشت ، موفق نشد دولت نوبنياد صفوي را بر اساس تشكيلات اداري و نظامات مذهبي استوار كند ولي اين كار در دوران سلطنت طولاني تهماسب جامه عمل پوشيد. نيمه اول سلطنت او بيشتر در رفع نفاق و چند دستگي سران قزلباش و اداره جنگ در سر حدات شرقي و غربي مملكت گذشت . دشمنان سر سخت دولت صفوي يعني ازبكان و عثمانيان از همان آغاز زمامداري تهماسب حملات خود را به ايران آغاز كردند . عبيدالله خان ازبك و امراي ديگر او به طور مداوم خراسان را مورد تاخت و تاز و نهب و كشتار قرار مي دادند . سرانجام در جنگ بزرگ " جام " در سال 935 ه.ق. با شكستي كه تهماسب به عبيدالله وارد كرد ، براي مدتي خراسان از حملات ازبكان در امان ماند در جبهه غرب شاه تهماسب با دشمن بزرگي همچون سلطان سليمان قانوني مواجه بود . سلطان عثماني وارث سرزمينهاي وسيعي بود كه پدرش در اروپا و آسياي غربي و شمال آفريقا به دست آورده بود . البته خود او هم مرتبا" بر دامنه اين ب متصرفات مي افزود . ضعف و پراكندگي سللطين اروپا به او فرصت داد تا سپاهيان عثماني را به پشت دروازه هاي وين برساند و بروز اختلاف در بين سران قزلباش در ايران نيز ، امكان حمله به سر حدات غربي صفويه را براي او فراهم آورد . فرار اولامه سلطان تكلو از سران معتبر قزلباش به عثماني و پناهنده شدن القاص ميرزا برادرشاه تهماسب به سلطان سليمان و تحريكاتي كه در استانبول عليه ايران انجام دادندآتش جنگ ميان دولت صفوي و حكومت عثماني را دامن زد . سپاهيان عثماني چندين بار به مناطق غربي متصرفات صفوي و آذربايجان حمله كردند . شاه تهماسب نيز هر بار با از ميان بردن تداركات و ويران ساختن آباديها و امكانات زندگي و حملات ايذايي پيشرفت آنان را مانع مي گرديد . به نحوي كه لشكر كشيها به نتايجي كه منظور نظر سلطان عثماني بود منجر نشد. حتي در بعضي از جبهه ها مانند قفقاز متحمل شكست شدند . اسماعيل ميرزا ، فرزند شاه تهماسب در سال 958 ه.ق. با فتح ارزته الروم و كردستان و ارمنستان مناطقي را كه به اطاعت سلطان عثماني در آمده بود مطيع كرد . شاه تهماسب به علت نزديكي تبريز به مرزهاي عثماني و آسيب پذيري اين شهر و دوري تبريز از خراسان كه همواره مورد هجوم ازبكان قرار مي گرفت در سال 965 ه.ق. پايتخت خود را به قزوين منتقل كرد . از اين تاريخ تا سال 1006 ه.ق. ( كه شه عباس اول اصفهان را مورد توجه قرار داد ) شهر قزوين پايتخت صفويه بود . از وقايع عمده دوران شاه تهماسب پناهندگي همايون ( پادشاه هند ) و با يزيد ( شاهزاده عثماني ) بود كه هر دو رويداد تاثير زيادي در رابط ايران و هند و عثماني داشت . در سال 950 ه.ق. همايون پادشاه هند به علت اختلافاتي كه بين او و شيرخان افغاني رخ داده بود بر اثر نفاق برادرانش ناگزير هند را ترك كرد و با كسان نزديك خود به شاه تهماسب پناهنده شد . شاه تهماسب مقدم مهمان خود را گرامي داشت و فرمان داد او را با اعزاز و احترام تا پايتخت همراهي كنند . همايون بعد از مدتي اقامت در ايران با نيرويي كه پادشاه صفوي در اختيار او گذاشت به هند بازگشت و سلطنت از دست رفته خود را به دست آورد . اين واقعه چنان تاثير خوبي در روابط دوستان ايران وهند باقي گذاشت كه تا انقراض صفويان ( به استثناي مواردي چند كه اختلافاتي بين طرفين در مسائل مرزي به ويژه قندهار پيش آمد ) ادامه يافت . در سال 967 ه.ق. با يزيد به علت پاره اي اختلافات كه با پدرش ( سلطان سليمان ) و برادرش ( سليم ) پيدا كرده بود با ده هزار سرباز مسلح از آناتولي وارد ايران شد و از شاه تهماسب تقاضاي پناهندگي كرد . ساه تهماسب نهايت اعزاز و احترام را در حق مهمان خود به عمل آورد و دستور داد او و نزديكانش را در كاخ مناسبي جاه دهند . سلطان عثمان كه از آمدن يزيد به ايران اطلاع يافت با ارسال نامه هاي مكرر كه گاه جنبه تحبيب و گاه تهديد داشت استرداد با يزيد را از شاه تهماسب تقاضا كرد . وساطتها و تقاضاهاي شاه نيز براي عفو شاهزاده عثماني به هيچ وجه موثر واقع نشد. سرانجام سلطان صفوي براي جلوگيري از تهاجم عثماني و شعله ور شدن جنگهايي كه به موجب صلح آماسيه متوقف شده بود . با يزيد و فرزندان او را تسليم ماموران عثماني كرد . متعاقب آن در سال 969 ه.ق. صلحي بين طرفين منعقد گرديد و جنگهاي غرب كشور براي مدتي نسبتا" طولاني خاموش شد . شاه تهماسب در پنجاه و چهارمين سال سلطنت خود در پانزدهم ماه صفر سال 984 ه.ق در قزوين وفات كرد و پس از چندي جسد او را در مشهد مقدس دفن كردند . شاه تهماسب به ظاهر مردي ديندار و پايبند تكاليف و فرائض ديني بود . اگر چه مذهب شيعه در زمان پدرش مذهب رسمي كشور شد ولي استقرار و گسترش آن در دوره هاي شاه تهماسب انجام گرفت . در اين دوره با آمدن علماي شيعه از لبنان و عراق و بحرين تشكيلات مذهبي بر مبناي منظمي قرار گرفت . دوران صلح و آرامش طولاني بين ايران و عثماني به شاه تهماسب فرصت داد تا سازمان اداري و نظامي و اقتصادي دولت صفوي را بر پايه مستحكمي بنا كند . در واقع ، استقرار حاكميت اين دولت در دوره او انجام پذيرفت . بعد از مرگ شاه تهماسب پسر دومش ( اسماعيل ميرزا ) كه به دستور پدر در قلعه قهقهه زنداني بود با حمايت اكثر اميران قزلباش به پادشاهي رسيد . وي يك سال و نيم سلطنت كرد اما در همين مدت كوتا به جنايات دهشت انگيزي دست زد . او اغلب رجال مملكتي را كه پس از مرگ پدرش از سلطنت حيدر ميرزا ( برادر كهترش ) حمايت كرده بودند از ميان برداشت و به اين نيز اكتفا نكرد و براي اينكه خيال خود را از رقباي سلطنت آسوده سازد دستور قتل همه شاهزادگان صفوي را صادر كرد و تنها كساني كه در اين جريان از چنگ او رهايي يافتند برادر بزرگش ( محمد ميرزا ) و پسران وي حمزه ميرزا و عباس ميرزا بودند كه اگر دوران پادشاهي او ادامه مي يافت ، آنان را نيز نابود مي كرد . اسماعيل دوم در بحبوحه قتل شاهزادگان صوفيان قزوين را هم كه سر سپردگان پدرش بودند سركوب كرد . همچنين ، در اوايل سلطنت به طرفداري از تسنن علماي طراز اول تشيع را از خود دور ساخت . مرگ او در سيزده رمضان سال 985 ه.ق. روي داد . لازم به ذكر است كه در دوران فرمانروايي كوتاه او حادثه اي در مرزهاي مملكت اتفاق نيفتاد . بعد از فوت شاه اسماعيل دوم دولتمردان صفوي و امراي قزلباش براي سلطنت محمد ميرزا ( پسر بزرگ شاه تهماسب ) با يكديگر همداستان شدند . او به خدابنده معروف شد از سال 985 تا 996 ه.ق. پادشاهي كرد . از آنجا كه وي با صره اي ضعيف و طبعي ملايم داشت قادر به اداره امور نبود و زمان كارها بيشتر در دست زوجه اش " فخر النساء بيگم مهد عليا " قرار گرفت .مهد عليا زني مقتدربود كه در برابر امراي قزلباش كه مي خواستند از ضعف پادشاه استفاده كنند و اعمال قدرت نمايند ايستادگي مي كرد . همين امر مخالفت تعدادي از سرداران را كه در پايتخت صفوي مستقر بودند برانگيخت تا جايي كه توطئه اي بر ضد او ترتيب دادند و وي را به قتل رساندند. پس از آن آتش اختلاف خانوادگي بالا گرفت و هر اميري در گوشه اي از مملكت بساط خود سري گسترد . امراي خراسان كه در راس آنان مرشد قلي خان استاد جلو و عليقلي خان شاملو بودند عباس ميرزا را از سلطنت برداشتند و در ايالات ديگر نيز كه در تيول سركردگان نظامي بود نشاني از اقتدار دولت مركزي نماند . در اين ميان دولت عثماني كه از اين اختلافات داخلي آگاه بود از فرصت استفاده كرد و مرزهاي صفوي را در غرب و شمال غرب مورد حمله قرار داد و اراضي وسيعي را تصرف و شهر تبريز ( مهمترين شهر آذربايجان ) را اشغال كرد . ازبكان نيز مقارن همين احوال شهرهاي خراسان را در معرض تاخت و تاز قرار دادند . حمزه ميرزا وليعهد سلطان محمد كه بارها در برابر سپاهيان عثماني به عمليات متهورانه اي دست زده بود در شرايطي كه ميتوانست بر مشكلات داخلي و خارجي غلبه كند به دست چند تن از اميران مورد اعتماد خويش كشته شد. از آن پس بردامنه خودسريها افزوده شد و خلئي در دستگاه حاكميت به وجود آمد . مرشد قلي خان استاد جلو از اين فرصت استفاده كرد و پس از كنار گذاشتن رقيب خود ( عليقلي خان استاد جلو ) و به دست گرفتن اختيار عباس ميرزا ناگهان به همراه شاهزاده به قزوين تاخت و پايتخت را متصرف شد و عباس ميرزا را به نام " شاه عباس " بر اريكه قدرت نشاند 0 14 ذيقعده سال 996 ه.ق. ) و به اين ترتيب سلطنت سلطان محمد عملا" پايان يافت . دوران پادشاهي شاه عباس اول ( 1038 – 996 ه.ق. ) فصل تازهاي در تاريخ دولت صفوي گشود . او را بايد پادشاهيزيرك و سياستمدار و قدرت طلب خواند . او كه از نزديك و دور جريان حوادث را دنبال مي كرد به فراست دريافته بود كه عامل اصلي آشفتگيها قدرت طلبي امراي قزلباش است . پس قبل از هر كار بر آن شد تا به اعمال اين اميران پايان بخشد . نخست با كمك مرشد قلي خان كه در راس امور نظامي و اداري قرار گرفته بود سران گردنكش قزلباش را از ميان برداشت . سپس او را نيز به قتل رساند و با انتصاب سركردگان و حكام ولايتها و ايالتها از درجات پايين تر كه به صورت كامل از خود او اطاعت داشتند سلطنت مطلقه اي را برقرار نمود . وي براي مقابله با ازبكان و عثمانيان و عقب راندن آنان نخست با دولت عثماني مصالحه كرد. آن گاه را براي جنگ با ازبكان به خراسان برد و تا سال 1007 ه.ق. نواحي مختلف اين ايالت را تصرف آنان خارج كرد . سپس در تجديد نظر در سازمان سپاه و انحلال قزلباش سپاه قوللر و شاهسون را پديد آورد و همكاري متخصصاني كه برادران شرلي از انگلستان به ايران آورده بودند ارتش را به سلاح گرم مجهز كرد. وي از سال 1011 ه.ق. به بعد با يك رشته عمليات تهاجمي كه تا سال 1034 ه.ق. به طول انجاميد مناطقي از قفقاز و آناتولي و عراق و عرب را از تصرف عثمانيها خارج كرد و مرزهاي مملكت را به حدود دوران شاه اسماعيل بازگرداند . همچنين با مقابله سياسي و نظامي با پرتغاليان در خليج فارس قدرت دولت صفوي را بر جزاير و بنادر خليج فارس برقرار نمود . با استقرار مجدد امنيت و ثبات در داخل كشور و علاقه شاه عباس به تقويت بنيه نظامي و اقتصادي كشور فصل تازه اي در مناسبات ايران با كشورهاي اروپايي گشوده شد و يكي از نتايج آن رشد بازرگاني داخلي و خارجي به ويژه در زمينه توليد و فروش ابريشم وجلب منافع مالي فراوان بود . تمايل او به عمران و آباداني موجبات رشد معماري و برپايي بناهاي عام المنفعه ،راهها ،كاروانسراها ،پلها ، مساجد ، مدارس و نيز تعالي بخشهاي مختلف هنري را فراهم نمود كه شاخصترين پديده در عصر صفوي و حتي در تاريخ ايران محسوب مي شود . اين پادشاه در حالي كه جانشين لايقي از خود باقي نگذاشته بود در 24 جمادي الاول سال 1038 ه.ق. ( پس از چهل دو سال پادشاهي ) وفات يافت . دولتمردان صفوي ، نواده او ( سام ميرزا ) را از حرمسراي سلطنتي بيرون آوردند و با نام شاه صفي به سلطنت نشاندند ( 14 جمادي الثاني 1038 ه.ق.). شاه صفي كه دوران كودكي خود را در حرمسرا و بيگانه با مسائل سياسي و نظامي گذرانده بود لياقت آن را نداشت كه مملكت پهناوري را كه جدش براي او باقي گذاشته بود اداره كند . در اوايل سلطنت تحت نفوذ و تاثير بانوان حرم و رجال فرصت طلب امام قلي خان ( فاتح جزير هرمز ) و فرزندان او را به سبب سوء ظني بي مورد به قتل رسانيد . همچنين زينل خان شاملو ( سپهسالار) را در زمان جنگ با عثماني از ميان برداشت . سلطان (مراد چهارم ) عثماني با استفاده از ضعف و ناتواني و بي لياقتي جانشين شاه عباس پيمان صلحي را كه بين ايران و عثماني انعقاد يافته بود زيرپا گذاشت و به منظور باز پس گيري مناطقي كه در زمان شاه عباس از دست رفته بود به مرزهاي ايران حمله كرد . وي در سه جنگ كه بين سالهاي 1038 تا 1048 ه.ق. رخ داد شهر بغداد را كه مهمترين مركز سوق الجيشي ايران براي حفظ عراق و عرب بود به تصرف خود درآورد. سپس معاهده صلح زهاب ( 1049 ه.ق. / 1639 م. ) برقرار گرديد و به موجب آن بغداد و عراق عرب به صورت رسمي جزء متصرفات عثماني شد و خط مرزي دو مملكت به نواحي مندلي و شهر زور و مريوان منتهي گرديد . همچنين به علت بروز آشفتگيهايي در شرق قندهار به دست گوركانيان هند افتاد . ( 1049 ه.ق. ) شاه صفي در 12 صفر سال 1052 ه.ق. فوت كرد و در همين سال فرزندش عباس ميرزا ملقب به " شاه عباس ثاني " به سلطنت رسيد . در زمان سلطنت شاه عباس دوم ( 1076 تا 1052 ه.ق. ) به علت رعايت قرارداد صلح زهاب بين دولتين ايران و عثماني جنگي رخ نداد لكن در ناحيه قندهار كه مرز ايران و دولت بابري هند شمرده مي شد جنگي بين دو دولت ايران و هند روي داد كه به شكست سپاه هند و تصرف قندهار منجر گرديد . روابط ايران و دولت بابري هند از بدو تاسيس دولت صفوي همواره حسنه بود . بين ظهير الدين بابر و شاه اسماعيل ( به علت همكاريهايي كه در جنگ با ازبكان و ديگر مخالفان داشتند ) دوستي و الفتي متقابل برقرار بود . همايون پادشاه مخلوع هند با كمك شاه تهماسب سلطنت از دست رفته خود را باز يافت . مناسبات اكبر شاه با شاه عباس اول با تفاهم و مدارا توام بود . تسامح مذهبي دولت گوركاني هند همراه با رونق بازار تجارت هندوستان سبب شد تا پيروان مذاهب گوناگون از جمله هزاران شيعه و سني ايراني ( كه غالبا" صاحبان حرفه و بازرگانان و ارباب فضل و هنر بودند )به هند كشانده شوند. البته اين امر خود موجب رواج آداب و سنن و فرهنگ ايران در هند شد . در زمان شاه جهان به علت توسعه طلبي اين پادشاه و ضعف سرحدداران ايران و اختلال در دولت مركزي شهر قندهار كه از نظر موقعيت نظامي حائر اهميت بود به تصرف دولت هند در آمد . همين مساله شاه عباس دوم را بر آن داشت تا براي باز پس گيري اين شهر لشكر كشي كند . در نتيجه اين لشكر كشي شهر قندهار در سال 1059 ه.ق. بار ديگر به تصرف ايران درآمد . شاه عباس تلاش سران شورشي گرجستان را كه به تحريك تهمورث خان و پشتيباني روسيه انجام گرفته بود خنثي كرد و مانع تجريه و وابستگي آن به روسيه گرديد. دوران شاه عباس ثاني ( همانند دوران شاه عباس اول ) دوران رونق اقتصادي ،عمران و آباداني ، اعتلاي فرهنگي و دوران ظهور رجال دين و دانش بود . اين پادشاه در 23 ربيع الاول سال 1077 ه.ق. وفات يافت و پسرش صفي ميرزا با نام " شاه سليمان " به سلطنت رسيد . شاه سليمان ( 1106 – 1077 ه.ق. ) پادشاهي نالايق و بي اراده و آلت دست خواجگان و رجال متنفذ دولتي بود . نخستين نشانه هاي انحطاط و سقوط صفوي از زمان او ظاهر شد . اگر حادثه مهمي در مرزها رخ نداد در درجه اول به سبب آن بود كه هنوز آوازه قدرت ايران عصر شاه عباس اول طنين انداز بود و در ثاني در كشورهاي مجاور ايران دولتهاي نيرومندي مانند گذشته وجود نداشت تا تهديدي جدي به شمار روند . اين آرامش نسبي در روزگار شاه سليمان با توسعه مناسبات خارجي و روابط بازرگاني به ويژه در زمينه ابريشم همراه بوده است . در اين زمان كه بايد آن را عصر توسعه قدرتهاي بزرگ اروپا ناميد توجه اين دولتها به بازرگاني با مشرق زمين افزايش يافت و ايران خود يكي از كانونهاي مهم اين بازرگاني بود . از ويژگيهاي ديگر اين دوران ، ورود بازرگانان و سياحتگران و ميسيونرهاي خارجي است كه با انگيزه اقتصادي ، بهترين توصيفها را در زمينه اجتماعي ايران ارائه داده اند . شاردن ، تاورنيه ، كمپفر ، سانسون ، كروسينسكي و مبلغان مسيحي را بايد از اين نمونه ها به شمار آورد . آخرين سلطان كشور يكپارچه صفوي ( قبل از سقوط نهايي آن به دست نادر شاه افشار ) سلطان حسين بو.د كه بعد از شاه سليمان از سال 1106 تا سال 1135 ه.ق. سلطنت كرد . عوامل پنهان و آشكاري كه از قبل زمينه انحطاط و انقراض دولت صفوي را فراهم ساخته بود در دوران پادشاهي اين شخصيت ضعيف النفس و با حسن نيت رخ نمود. افزايش مالياتها ، تعدي حكام خود كامه و تازه به دوران رسيده و فشار زياد به اقليتهاي مذهبي نفوذ عناصر غير مسئول و خواجگان حرم در دستگاه دولتي طرد شخصيتهاي كاردان از دستگاه اداري و نظامي و بي ارادگي شاه در برخورد با حوادث مقدمات فروپاشي نظام دولت صفوي را فراهم ساخت . شورش طايفه غلزايي ساكن قندهار در سال 1113 ه.ق. كه از جانب دولت هند دامن زده مي شد و شورش ابداليان هرات در سال 1118 ه.ق. خود مقدمه اي بود بر سقوط دولتي كه شاه و اطرافيان او طي 17 سال نتوانسته بودند با تدبير و يا قدرت از آن جلوگيري كنند .
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 19:22 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||||
|
|
|
|
|
۱-تمام اعداد بر ۱ بخشپذیرند
۲-تمام اعدادزوج بر۲ بخشپذیرند مانند:۷۸-۹۸۰-۱۰۰ ۳-اعدادی بر ۳ بخشپذیرند که مجموع ار قام انها بر ۳ بخشپذیر باشند:مانند:۹۰۹-۱۲۳-۷۰۸ ۴-اعدادی بر۴ بخشپذیرند که ۲رقم سمت راست ان بر ۴ بخشپذیر باشد،مانند:۷۱۶-۵۱۲-۳۰۰ یا میتوانیم بگوییم که اولا بایدرقم یکان زوج باشد ثانیا اگر رقم یکان ۲و۶ است رقم دهگان باید فرد باشد.اگر رقم یکان ۰-۴-۸ است دهگان باید زوج باشد ،مانند:۴۵۲-۷۴۰ ۵- اعدادی بر ۵ بخشپذیر است که یکان ان صفر یا ۵ باشد،مانند:۲۰-۸۵ ۶-اعدادی بر ۶ بخشپذیر است که هم بر ۲ وهم بر ۳ بخشپذیر باشد.مانند:۱۸-۷۲ ۷-عددی بر ۷ بخشپذیر است که اگر رقم یکان ان را ۲ برابر کرده واز بقیه ی رقمها کم کنیم باقیمانده صفر یا مضربی از ۷ باشد.مانند:این عدد که بر۷ بخشپذیر نیست ۱۲۵ ۸-اعدادی بر ۸ بخشپذیر است که۳رقم سمت راست ان صفر یا اولین ۳ رقم بر ۸ بخشپذیر باشد .مانند:۹۰۰۰-۴۷۲۰ ۹-اعدادی بر ۹ بخشپذیر است که جمع ارقام ان بر ۹ بخشپذیر باشد،مانند:۸۱-۱۰۹۰ ۱۰-اگر عددی رقم یکانش صفر باشد بر ۱۰ بخشپذیر است.مانند:۱۳۰ ۱۱- اعدادی بر ۱۱ بخشپذیر است که اگر ارقام ان عدد را یکی در میان جمع کنیم و بعد حاصل جمع را از هم کم کنیم ،حاصل تفریق صفر یا بر ۱۱ قابل قسمت باشد .مانند:۱۲۱-۹۶۸ ۱۲- اعدادی بر ۱۲ بخشپذیر است که هم بر ۳ وهم بر ۴ بخشپذیر باشند .مانند:۱۳۲ ۱۳- عددی بر ۱۵ بخشپذیر است که هم بر ۵ وهم بر ۳ بخشپذیر باشد.مانند:۴۵-۱۳۵ ۱۴- اعدادی بر ۱۶ بخشپذیر هستند که ۴رقم سمت راست ان صفر ویا اولین ۴ رقم بر ۱۶ بخشپذیر باشد .مانند:۱۳۰۰۰۰-۲۲۰۶۴ ۱۵- اعدادی بر ۱۸ بخشپذیر هستند که هم بر ۲ وهم بر ۹ بخشپذیر باشند.مانند:۲۸۲۶-۷۰۰۲ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 15:33 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
قرآن با شكوه ترين انشاي هستي است
وقتي عاشق شدي معلم مي شوي، وقتي معلم شدي عاشقي، وقتي معلم عاشق شدي همه جا با بچه ها هستي تا جايي كه در بهترين مكان دنيا، آنجا كه فقط"تو"يي و "او"حظ شخصي را فراموش مي كني. وقتي عاشق شدي درد هرچه مهجور و مظلوم است، مي فهمي. وقتي معلم عاشق شدي بر ديوار غار حرا وقتي عاشق شدي، معلمي حرفه ي تو نيست، لازمه ي حيات توست. آن گاه وقتي به اسم و رسم بازنشسته شدي، خانه ات مدرسه مي شود. دلت گنجينه اي عظيم و سرت پراز تجربه ها و انديشه هاي بزرگ براي تحول و تولدي تازه در تربيت و پرورش بوستان فردا. انشا انشا از ريشه ي نشاء به معناي خلق كردن و پديد آوردن چيزي كه تا كنون وجود نداشت و توسط ما وجود پيدا مي كند. انشا در اصطلاح نوشته اي است كه نويسنده آن را از ذهنيات خود و گنجينه ي واژگان ذهن خويش انتخاب كرده و نگارش مي كند. انشا به معني 1) آفريدن، ايجاد كردن 2) ابتدا كردن، آغاز كردن 3) از خود چيزي گفتن، خواندن و آوردن شعر از خود 4) سخن پردازي، سخن آفريني 5) نوشته اي مترسلانه ي فصيح و بليغ، ديوان، وزارت و اداره اي كه مكاتبات دولتي در آنجا صورت نگارش نگارش به معني نگاشتن مي باشد. به هر نوع نوشتني و نگاشتن هرچيزي را نگارش مي گويند. نوشتن يك حرف تا يك مقاله ي علمي فيزيكي يا شيمي، نوشتن با چوب كنار دريا نيز نگارش است. يك نامه ي اداري يك متن نگارشي است چون قالب دارد. نگارش نوشتن فعال است كه مي توان آن را به دو دسته تقسيم نمود: 1)نگارش ساده 2) نگارش پيشرفته(به نگارش پيشرفته انشا مي گويند) انشا به معني ادبي بودن و كاربرد آرايه ها و صناعات ادبي است. آنچه كه ما را بيشتر از حال و هواي خودمان خارج مي كند و تفكر و تخيل را پرورش مي دهد به انشا نزديكتر است ولي آنچه كه به زبان مردم نزديكتر باشد نگارش است. مراحل نوشتن 1)غيرفعال( رونويسي ) 2)نيمه فعال( املا ) 3)فعال( نگارش ) كه خود به دو دسته ساده و پيشرفته تقسيم مي شود. ويژگي هاي انشا روح دارد، زنده است،ارتباط برقرار مي كند، ميان خودش و مخاطب به يگانگي مي رسد، دوام دارد و ماند گار است. سه مرحله ي اساسي براي انشا: 1)مرحله ي پيش از نوشتن 2)مرحله ي حين نوشتن 3)مرحله ي پس از نوشتن مرحله ي پيش از نوشتن قبل از نوشتن كودك در ابهام به سر مي برد و ابهام ترس آور است. بزرگ ترين مشكل در نوشتن، شروع آن است پس بايد بن بست نوشتن را در هم شكست. با مطالعه، گفت و گو، مشاهده، فضا سازي، ايجاد شبكه ي خورشيدي مي توان گام هاي موثري در اين راه برداشت. مطالعه ابزاري براي روشن كردن ذهن است. بعضي از موضوعات احساسي احتياج به مشاهده دارد زيرا حس كردن و لمس كردن مهم تر از فقط شنيدن است. فضا سازي كه موجب آمادگي ذهني مي شود
مرحله حين نوشتن در هنگام نوشتن آرامش ايجاد شود، توضيح داده نشود زيرا سيالي فكر به هم مي خورد به قول اريكسون: (راهنمايي نكنيد، همدلي كنيد) معلم نيز با دانش آموزان شروع به نوشتن كند، ولي اولين نفر نباشد كه مي خواند. اول در دفتر بنويسد بعد در كتاب وارد نمايد(در كلاس چهارم و پنجم يك صفحه ي كامل براي انشا در نظر گرفته شده است.) مرحله پس از نوشتن 1) بعد از نوشتن هر دانش آموز مي تواند متن خودش را بخواند. 2) دانش آموز ديگري مي تواند، انشاي دوستش را بخواند. 3) نوشته هاي آنان را با هم عوض كرده و از آنها مي خواهيم تا انشاي يكديگر را بخوانند و نظر خويش را در پايين ورقه بنويسند. 4) انشاي خود را در مراسم صبحگاهي بخوانند. 5) انشاي خود را روي ديوار كلاس نصب كنند. 6) از دانش آموزان دعوت مي شود انشاي خود را در دفتر نزد همكاران بخوانند. 7) مطالب نوشته شده را براي روز نامه، مجلات و صدا و سيما ارسال كنند. 8) دفتري تحت عنوان (كتاب ما، كتاب همه) تهيه شود. مواردي كه در بررسي انشاي دانش آموزان بايد در نظر داشته باشيم 1) زيبايي هاي انشاي دانش آموزان را در كلاس بيان نماييم. پس ابتدا موارد مثبت نوشته ها را ذكر كنيم سپس به موارد اشتباه بپردازيم. 2) هيچ گاه انشاي دانش آموزي را با انشاي دانش آموز ديگر مقايسه نكنيم. 3) هيچ گاه انشاي دانش آموز را با اندوخته هاي ذهني خود مقايسه نكنيم. 4) به نكات نگارشي و ساختار جمله ها توجه كنيم. 5) به دانش آموزان ديگر اجازه دهيم در بيان قوت و ضعف يك نوشته اظهار نظر نمايند به گونه اي كه به نويسنده ي آن از لحاظ روحي لطمه اي وارد نشود. 6) وقتي متن انشا توسط دانش آموز قرائت شد معلم حتما آن نوشته را پس از قرائت نزد خود بررسي نمايد. 7) انشا خلاقيت است. كميت نوشته مهم نبوده بلكه كيفيت آن مد نظر مي باشد. معيارهاي ارزشيابي انشا 1) زيبا، زنده و متفاوت نوشتن 2) درك كردن موضوع 3) دارا بودن شروع و پايان مناسب 4) پاكيزه نوشتن 5) رعايت بند نويسي و جمله (علائم نگارشي)
آموزش انشا 1) نوشتن پاره موضوع (پاره موضوع ها شروع را آسان كرده و گرد آوري اطلاعات را راحت مي كند. ) 2) نوشتن جمله براي هر پاره موضوع 3) اصلاح جملات از نظر نگارشي 4) مرتب كردن جملات در هر پاره موضوع 5) مرتب كردن همه ي جملات 6) نوشتن جملات مرتب شده از روي تابلوي كلاس و خواندن آن تا اين قسمت از بحث ما پيرامون آموزش انشا در كلاس انجام مي شود كه ممكن است دو جلسه نيز به طول انجامد. در منزل نوشتن موضوع توسط فراگيران به كمك همين نوشته ها با استفاده از ضرب المثل ها، سخنان بزرگان راهكارهايي جهت تقويت نگارش و انشا 1) تقويت بيان شفاهي و مهارت هاي زبان آموزي 2) پيدا كردن كلمات مترادف، متضاد براي افزايش گنجينه ي لغات 3) تمرين براي پيدا كردن كلمات هم قافيه 4) جمله سازي به صورت شفاهي و مسابقه به صورت كامل كردن جمله به صورت شفاهي 5) تكميل جملات ناقص 6) ساختن جمله با توجه به تصاوير و نوشتن انشاي ساده در مورد يك تصوير (قصه هاي تصويري) 7) دادن چند كلمه و به كار بردن آنها در جمله و يا به صورت پيوند مضحك 8) خواندن داستان و بيان شفاهي 9) خلاصه كردن يك متن يا داستان 10) بازنويسي يك داستان به صورت تغيير شخصيت هاي داستان 11) تكميل يك متن نيمه تمام 12) خاطره نويسي 13) گزارش نويسي 14) تكميل داستان نيمه تمام 15) دادن موضوعات ملموس در ارتباط با زندگي كودك 16) انشاي مصور: درباره ي موضوعي جست و جو كنند، تصوير پيدا كنند و درباره ي آن بنويسند. 17) نقاشي: موضوعي براي نقاشي بدهيم، بعد از روي نقاشي داستان بنويسند. 18) استفاده از احساس: از دانش آموزان بخواهيم چشمان خود را ببندند و خود را مثلا در يك فصل از سال تصور كنند، سپس احساس و حالات خود را بنويسند. 19) تصاوير مبهم: اين تصاوير به دانش آموزان داده شود و در مورد تصاوير آنچه در ذهن دارند بنويسند.
20) مسابقه: موضوعي به دانش آموزان داده و از آنها بخواهيم در مورد موضوع صحبت كنند. 21) نوشتن انشا به صورت گروهي: موضوعي به بچه ها داده سپس از آنها مي خواهيم تك تك جمله هايي درباره ي آن بگويند و روي تخته بنويسند سپس از آنان مي خواهيم با استفاده از اين جملات انشا بنويسند. 22) يك شي مانند يك دفتر، كتاب، مداد،... را در دست گرفته و از دانش آموزان مي خواهيم در مورد آن هر چه مي دانند جمله بگويند. 23) دانش آموزان را به محيط خارج از كلاس برده و از آنها مي خواهيم مشاهدات خود را نقاشي كنند و درباره ي مشاهدات خود هرچه مي توانند جمله بنويسند. هرگروه جملات خود را در ورقه بنويسد. هنگام نوشتن معلم نظارت كند، بعد از گروه ها بخواهد جملات خود را بخوانند سپس بهترين جمله ها را روي تابلو نوشته شود و به طور منظم به هم ربط داده شود تا متن انشايي توسط همه ي دانش آموزان تهيه شود. 24) وقتي كلاس را نمي توان به باغ برد باغ را به كلاس آورد حتي اگر اين باغ، تصوير، صدا، يا تنها ماكت باغ باشد. تصاوير زيبا و پخش صدا در كلاس به دانش آموزان شادابي و نشاط و تفكر قشنگ مي دهد. هفت گام اساسي تا انشا نويسي هميشه در كلاس با دو گروه دانش آموز روبه رو هستيم آنهايي كه با كتاب و قصه آشنايي دارند و آنهايي كه خيلي با كتاب يا قصه خواني ارتباط ندارند لذا بايد كار را با قصه خواني شروع كنيم. گام اول قصه خواني براي بچه ها: در اولين جلسه از بچه ها مي خواهيم به داستان گوش دهند سپس از آنها مي خواهيم براي جلسه ي بعد صحنه اي از آن داستان را نقاشي كنند و با خود بياورند بعد از بررسي نقاشي بچه ها قصه ي ديگري را مي خوانيم. به بچه ها توضيح مي دهيم كه هدفمان از نقاشي، درس نقاشي در زنگ هنر نيست، بلكه مي خواهيم بدانيم چقدر پايداري ذهني دارند و يك قصه چقدر درذهن آنها پايدار مي ماند. گام دوم نوشتن انشاهاي كوتاه: بعد از 4 يا 5 قصه كه گفته ايم و بچه ها راجع به آن نقاشي كردند از آنها مي خواهيم سه خط درباره ي آن قصه بنويسند. گام سوم تقويت حس بينايي بچه ها: براي خوب نوشتن ابتدا لازم است كه دنيا را خوب و درست ببينيم. براي تقويت حس بينايي مي توانيم از همين حوادث روزمره كه در اطراف ما رخ مي دهد استفاده كنيم در اين كار مي توانيم از پانتوميم و كولاژ استفاده كنيم. چون در نمايش پانتوميم صدا وجود ندارد بچه ها سعي مي كنند خوب نگاه كنند تا اطلاعات لازم را به دست آورند. گام چهارم تقويت حس شنوايي بچه ها: نواري از صداهاي گوناگون مثل صداي آب، باد، بوق خودرو، گريه ي نوزاد و..... كه قبلا ضبط كرده ايم در كلاس پخش مي كنيم تا بچه ها به اين صدا ها گوش دهند و با هم درباره ي هركدام صحبت كنند هدف اين است كه بدانند براي نوشتن لازم است به صداهاي اطرافشان نيز توجه كنند.
گام پنجم نوشتن انشا از اين گام آغاز مي شود. اين بار ديگر انشا سه سطر نيست و بايد يك انشا مورد قبول در چند سطر بنويسد. كار نوشتن در منزل نيز از همين مرحله آغاز مي شود. براي بار اول هم خود معلم همراه دانش آموزان انشا بنويسد و با خواندن انشايش به طور غير مستقيم به بچه ها آموزش مي دهد. گام ششم نوشتن انشا به صورت گروهي: در اين گام موضوعي را مطرح مي كنيم و از دانش آموزان مي خواهيم جملاتي درباره ي آن بگويند تا روي تابلو بنويسيم. سپس از آنها مي خواهيم با استفاده از اين جمله ها انشا بنويسند در واقع اين انشاي گروهي به نوعي مرتب كردن همان جمله هايي است كه خودشان گفته اند. سپس جمله هاي تكراري را حذف يا اصلاح مي كنيم و با كمك دانش آموزان بازنويسي و ويرايش مي كنيم. گام هفتم اين مرحله سكوي پرش دانش آموزان به سوي دنياي نوشتن است. انواع انشا 1) گاه انسان تحت تأثير عواطف و احساسات خود قرار مي گيرد و انگيزه ي نوشتن خود را در آن مي يابد كه به آن نوشته ي "عاطفي" مي گويند. 2) زماني تخيل و جريان جوشان ذهن انسان را به نوشتن وا مي دارد كه اين گونه نوشتن را مي توان "تخيلي" ناميد. 3) نوعي ديگر از نوشتن "توصيفي" است كه با استفاده از تشبيهات و استعارات مي توان به وصف طبيعت يا... پرداخت. 4) گونه ي ديگر نوشتن به صورت"گزارش" است كه دانش آموزان با ديدن و مشاهده كردن چيزي درباره ي آن، مطالبي تهيه مي كنند و آنها را كنار هم قرار مي دهند و انشا مي نويسند. 5) گاه دانش آموزان قادر به نوشتن داستان هستند و اگر درست پرورش يابند نويسندگان بزرگي خواهند شد. 6) براي نوشتن انشاي"اجتماعي" بايد به ميان مردم رفت ونيازهاي آنان را حس كرد و واقعيت را دريافت. 7) هنر نيز در وجود آدمي است. در ذات و فطرت اوست. هركس به نوبه ي خود هنري دارد كه مي تواند از آن استفاده كند و در تمام مراحل زندگي آن را به كار گيرد و نامي نكو و جاودان از خود باقي گذارد. اگر اين نياز انسان را وادار به نوشتن كند، مي توان نوشته اش را "هنري" ناميد. 8) تاريخ باور گذشته هاست و دانش آموزان بايد تاريخ و گذشته ي خود را بدانند "انشاي تاريخي" به مطالعه ي فراوان نياز دارد. 9) اگر نوشته سرشار از كلمات و تعبيرات ادبي باشد مي توان آن را "ادبي" ناميد. اين نوع نوشته اگر به شعر هم نزديك باشد "شعر گونه" ناميده مي شود. 10) معمول ترين نوع نوشته كه در بين دانش آموزان رايج است "نوشتن خاطره" است. اگر آنها درست ياد بگيرند كه خاطرات روزانه ي خود را بنويسند، هم در نوشتن بهتر به آنها كمك مي شود و هم راستگويي در آنها تقويت
11) اگر به دانش آموزان بگوييم در مورد مطلب يا موضوعي تحقيق كنند و سپس مطالب خود را با توجه به استدلال جمع آوري نمايند و به صورت انشا بنويسند مي توان آنها را "تحقيقي" يا "استدلالي" ناميد. 12) گونه اي ديگر از انشا "تشريحي" است كه به صورت عيني و تخيلي مي باشد. عيني يعني واقعي و تخيلي يعني خيال انگيز. 13) نوشتن نامه هم مي تواند گونه اي ديگر از انشا باشد. 14) زماني انسان مي خواهد با نوشته هاي خود نكات اخلاقي و پند آموز را بيان كند اين انشا را مي توان "اخلاقي" ناميد. 15) علم نيز پيوسته در جهان در حال پيشروي است. هر روز اختراعات جديد يا صنعت و گونه هاي ديگر پيشرفت به وقوع مي پيوندد. بايد دائم دراين مورد اطلاعات به دست آورد. نوشتن اين گونه اطلاعات را مي توان "انشاي علمي" ناميد. 16) مشكل ترين نوع نوشته انشاي "فلسفي" است كه به دليل وبرهان احتياج دارد و در آن بايد علت ها را اثبات كرد. 17) مقابل فلسفه، "عرفان" است كه بدون دليل بيان مي شود. در اين هر دو مبدأ خداوند است، فقط عرفان با رمز و راز علت ها بيگانه است و از اعماق و درون انسان برمي خيزد و معرفت انسان را در مورد آفرينش بيان مي كند. 18) نوع ديگر انشا به صورت "طنز" است. قبل از هر چيز معلم بايد به دانش آموزان توضيح دهد تا طنز با هزل و هجو اشتباه نشود. اصول آموزش انشا دانش آموزي مي تواند انشاي خوبي بنويسد كه: 1) با واژه ها و مفاهيم مختلف آشنا باشد. 2) با هريك از واژه ها بتواند جملات مناسبي بسازد. 3) در نوشتن هر جمله نكات دستوري را رعايت نمايد. 4) در نوشتن جمله هاي مربوط به يك متن قواعد نگارش را رعايت كند. 5) در انشاهاي توصيفي و گزارش نويسي بايد مهارت مشاهده ي دانش آموز تقويت شود تا بتواند با كمك حواس خود موضوع مورد مشاهده را با دقت مشاهده كند و آنچه را مشاهده كرده ياد داشت نمايد و از ياد داشت هاي خود جهت نوشتن انشاي توصيفي و گزارشي استفاده نمايد. 6) با مطالعه ي نوشته ي ديگران درباره ي موضوعي خاص، با چه نوشتن و چگونه نوشتن آشنا شود. 7) به شركت در جلسات سخنراني علاقه مند شود و نكات مهم آن را ياد داشت نمايد. 8) ترغيب شود تا پيرامون هر موضوع، مطلبي را كه خوانده و يا شنيده در دفتر معيني يادداشت نمايد و يا منابعي را که در آن زمينه، مطالبي نوشته اند معين سازد تا در فرصت لازم به آن منابع مراجعه كند. 9) براي كسب مهارت نوشتن مانند هر مهارت ديگر به تمرين و تكرار بپردازد.
توصيه هايي درباره ي آموزش انشا در پايه هاي مختلف تحصيلي آموزش انشا در پايه هاي اول و دوم ابتدايي گرچه درس مستقلي به نام جمله سازي (انشا) در پايه ي اول نيست لكن زمينه هاي آموزش جمله سازي و انشا نويسي در كتاب فارسي (بنويسيم) اول ابتدايي وجود دارد. در واقع در پايه اول كلمه آموزي و جمله آموزي جز محتواي آموزش انشا محسوب مي شود. با وجود اين در پايه ي اول ابتدايي، انشا به عنوان يك درس مستقل، در ارزشيابي تحصيلي مطرح نمي باشد بلكه توانايي شاگردان در زمينه ي درك واژه ها و ساختن جملات به طور شفاهي در قالب درس فارسي مورد ارزشيابي قرار مي گيرد. در پايه دوم ابتدايي كلمه آموزي، جمله آموزي و متن آموزي جز اهداف آموزشي درس انشا است. در آموزش جمله نويسي ( انشاي پايه ي دوم) نكات زير قابل تأمل است: كلمه آموزي: براي كسب مهارت در زمينه ي كلمه آموزي، در پايه هاي اول و دوم، انجام فعاليت هاي زير توسط دانش آموزان پيشنهاد مي شود: - اشياي داخل كلاس، منزل، مسير راه و ..... را نام ببرند. - به سرعت به سوالاتي كه پاسخ يك كلمه اي دارند جواب بدهند. - حداقل پنج دسته كلمه را كه معمولا با هم به كار برده مي شود بيان كنند مانند: شب و روز، سگ و گربه، كت و شلوار، رفت و آمد - بعد از رفتن به پارك، موزه و يا جاهاي ديگري كه مشاهده كرده اند مطالبي بنويسند. - بعد از رفتن به پارك، موزه و يا جاهاي ديگري كه مشاهده كرده اند مطالبي بنويسند. جمله آموزي: جمله سازي دومين گام براي آموزش انشا است كه دانش آموزان را به گفتن و (نوشتن) جملات به طور صحيح و كامل ترغيب مي كند كه شامل راهكارهايي به شرح ذيل مي باشد: - براي واژه ها و اصطلاحات جديد درس جملات جديد، غير تكراري و مناسب بنويسند. - جملات نيمه تمام را با كمك كلمات داده شده كامل كنند. - با استفاده از مخالف كلمات جديد درس، جملات جديدي بسازند. - با نوشتن كلمه ي هم معناي يكي از واژه هاي موجود در جمله، جمله ي جديدي بسازند. - جملات نيمه تمام را با كلمات دلخواه خود كامل كنند. - با اضافه كردن پيشوند يا پسوند به كلمات جمله ي جديدي بسازند. - با نوشتن كلمه ي هم معناي يكي از واژه هاي موجود در جمله، جمله ي جديدي بسازند. - با تغيير يكي از كلمات در جمله، جملات متعددي بسازند. - جملات در هم ريخته را مرتب كنند و به صورت يك جمله ي معنادار بنويسند. - درباره ي تصوير حداقل يك يا دو جمله بنويسند. - پس از مطالعه ي دقيق يك متن يا داستان، نتيجه ي آن را در يك يا دو جمله بنويسند. متن آموزي: موارد زير از اهداف تدريس مربوط به متن آموزي است كه در زير آمده است: - دانش آموزان با كنار هم قرار دادن چند جمله ي مرتبط، متني را تهيه كنند. - آنها با در اختيار داشتن يك تصوير، چند جمله در مورد آن بنويسند. - دانش آموزان دو جمله ي مخالف را در يك عبارت به كار ببرند. - با دو كلمه ي هم خانواده دو جمله ي معادل بنويسند. - چند جمله ي نامنظم را طوري كنار هم قرار دهند كه پيام مشخصي را برساند. راهكارهاي تقويت زبان گفتاري به شرح زير است: - دانش آموزان درباره ي آزمايشي كه در كلاس انجام مي دهند، مرحله به مرحله توضيح دهند. - داستاني به انتخاب خود تعريف كرده و سپس نتيجه ي آن را بيان كنند. - اگر با واقعه اي در مسير مدرسه مواجه شدند براي هم كلاسي خود بيان كنند. - جزئيات يك حادثه ي مهم مثل مسابقه ي فوتبال و ..... را براي هم كلاسي هاي خود با دقت تعريف كنند. - فيلم يا پانتوميم،نمايش نامه،تئاتر يا .... را براي هم كلاسي هاي خود با دقت تعريف كنند. - پس از شنيدن يك داستان آنچه را كه به خاطر سپرده اند براي دوستانشان بازگو كنند. - يكي از موضوعات درسي مورد علاقه ي خود راانتخاب كرده و به طور شفاهي درباره ي آن توضيح دهند. - بعد از بازديد از مكان هاي علمی، صنعتي،تفريحي، فرهنگي و.... مشاهدات خود را براي دوستانشان تعريف كنند. - لطيفه يا داستان طنزي را براي دوستانشان مطرح كنند. - به روش نقالي موضوعي را در كلاس به نمايش بگذارند. - درباره ي يك موضوع علمي، هنري، اجتماعي،اقتصادي با دوستانشان مصاحبه كنند پس از جمع بندي نظرات آنان را در كلاس ارائه دهند. - عناوين تعدادي از كتاب هاي مورد علاقه خود را به كلاس بياورند و درباره ي مفاهيم و مطالب مطرح شده در كتاب ها توضيحاتي بدهند. نكاتي پيرامون آموزش انشا انجام فعاليت هاي زير براي آموزش مطلوب انشا توصيه مي شود: 1) از دانش آموزان بخواهيم اشيا و پديده هاي اطراف خود را با دقت مشاهده كنند، سپس مشاهدات خود را در ذهن مرتب كرده و براي بازگو كردن و نوشتن آماده كنند. 2) براي دانش آموزان داستان يا متني را بخوانيم و پرسشهايي جهت فعال نمودن ذهن آنان طرح كنيم. اين امر باعث مي گردد فراگيران از نقش فعال خود و مشاركت در بحث و نقد در كلاس لذت ببرند. 3) دانش آموزان را به طور عملي با اصول پژوهش و تحقيق و مراجعه به منابع اطلاعاتي و مطالعاتي آشنا سازيم. 4) به دانش آموزان آموزش دهيم كه در نوشتن انشا از واژه هاي دشوار و دور از ذهن استفاده نكنند. 5) دانش آموزان را ترغيب كنيم كه احساساتي را كه مايلند با ديگران در آن شركت باشند در نوشته ي خود به كار برند مانند: شادي، محبت، عاطفه، جشن، دوستي، .... 6) از دانش آموزان بخواهيم ابتدا خلاصه اي براي انشاي خود بنويسند، سپس نوشته ي نهايي را با خلاصه ي خود مقايسه و ارزيابي كرده آن گاه مشخص كنند آيا به هدف مورد نظر خود دست يافته اند يا خير؟ 7) بانمايش يك فيلم كوتاه(داستاني، كارتون، مستند،....) دانش آموزان را به نقد نويسي تشويق كنيم تا آنها جملات خود را سازمان دهي كرده و نتيجه ي كلي نقدي را بنويسند. 8) با نمايش يك فيلم يا بيان يك داستان به صورت نيمه تمام از دانش آموزان بخواهيم فيلم يا داستان را به 9) دانش آموزان را تشويق كنيم تا رئوس مطالب خود را بنويسند كه اين خود مهارتي است كه بايد آموزش داده شود. اين كار به بازخواني نوشته كمك بسياري مي كند استفاده از رئوس مطالب در برنامه ريزي بهبود كيفيت نگارش نقش موثري دارد. 10) نگارش خوب نياز به تمرين بسيار دارد. تمريناتي در زمينه ي خلاصه نويسي، بازنويسي، بازآفريني، خاطرات روزانه، شرح حال نگاري و.... دانش آموزان را به هنر خوب نوشتن آراسته خواهد كرد. 11) تجديد نظر در نوشته ي دانش آموزان بسيار مهم است، آنان مي توانند براي مدتي نوشته ي خود را بازنويسي كنند. 12) دانش آموزان را تشويق كنيم تا در ويرايش نوشته هايشان با هم كلاسي هاي خود هم فكري و تبادل نظر كنند و از آنها كمك بگيرند. 13) نمايش، سرود، تئاتر و... را براي بعضي از جلسات انشا انتخاب كنيم و بعد از ديدن آن از دانش آموزان بخواهيم تفسير مهمي را كه برداشت كرده اند بنويسند. انواع موضوعات انشا 1) موضوعات توصيفي در اين خصوص معمولا از دانش آموزان خواسته مي شود موضوعاتي نظير يك روز طوفاني را آن طور كه ديده يا شنيده اند،وصف كنند. واقعه اي را كه از نزديك مشاهده كرده اند و يا شرح آن را شنيده اند بنويسند. لازم به يادآوري است كه در نوشته هاي توصيفي بايد از دانش آموزان خواسته شود تا درباره ي جزئيات پديده ها يا اشيايي كه با حواس مي توان آنها را دريافت دقت كنند يا فرصتي را ايجاد كنيم كه اشيا و يا پديده ها را از نزديك مشاهده كنند و اجزاي آن را بررسي نمايند در آن صورت است كه مي توانند درباره ي ديده ها و شنيده ها بنويسند و سوالات خود را درباره ي آن مطرح نمايند. 2)گزارش نويسي اين نوع انشا زماني داده مي شود كه دانش آموزان به بازديدها، گردش ها، زيارت،تفريح و ديدار شخصيت ها رفته باشند در آن صورت مي توان از آنها خواست به صورت انفرادي يا گروهي درباره ي جزئيات بازديد و يا گردش خود مطالبي را بنويسند دانش آموزآن چه را كه از نزديك يا از طريق پرسش دريافت كرده و يا از راه ديگري به آن رسيده است، در گزارش خود ذكر مي كند. به طوري كه خواننده ي گزارش احساس كند كه خود در محل حضور داشته است. 3) انشاي نقلي در اين نوع انشا معلم داستان هايي از موضوعات و دروس مختلف براي دانش آموزان نقل مي كند و از آنان 4)انشاي تخيلي اين نوع از انشا در واقع توصيف خيال پردازي هاي كودكان و يا اشخاص ديگر است در خيال پردازي معمولا فرد حكايتي را مي سازد ويژگي هاي شي را كه به تصور درآورده است بيان مي كند و گفت و گوهايي را تنظيم مي كند اما در واقعيت شايد چنين شيئي وجود نداشته باشد و چنان وسيله اي را كسي نساخته باشد و گفت و گويي هم رد و بدل نشده باشد و همه ي آنها ساخته و پرداخته ي ذهن خيال پرداز فرد باشد. بين خيال پردازي و خلاقيت رابطه اي وجود دارد. لذا ترغيب دانش آموزان به بازگو كردن تخيلات به پرورش ذهن خلاق آنان كمك مي كند. چون تخيلات بيانگر احساسات و ادراكات دروني كودكان مي باشد. بنابراين با مطرح كردن موضوعات تخيلي و ترغيب آنها به نوشتن موضوعات مي توان به احساسات، آرزوها، نگرشها و انتظارات آنان پي برد و تا حدودي ناشناخته هاي ذهني آنان را كشف كرد. 5) خلاصه نويسي در واقع يك نوع راهبرد آموزش انشا مي باشد به اين معنا كه از شاگردان بخواهيم درسي يا مطلبي را كه در چند صفحه نوشته شده است در نصف يا يك صفحه خلاصه كنند يا داستان بلندي را كه در چندين جلسه شنيده اند نقل كنند و خلاصه نويسي در واقع تمريني براي انشاي نقلي است كه بايد به نكات زير هنگام نوشتن توجه كرد: - رابطه ي مطلبي كه بايد به عنوان خلاصه نوشته شود با مطلب اصلي مشخص شود براي مثال: خلاصه به اندازه ي يك دوم، يك سوم، يك چهارم، يك دهم مطلب اصلي باشد. - نوشته اي كه خلاصه مي شود داراي سه بخش اساسي است: الف) يك بخش آن افكار و انديشه هاي اصلي نويسنده است، زير اين بخش خط كشيده تا عين آن نوشته و يا برداشت از متن اصلي نقل شود. ب) بخش ديگر مفاهيمي است كه در جهت تأييد نظر نويسنده آورده شده است و به عبارت ديگر مستندات نويسنده به منظور ارائه يك فكر يا ايده است. در هنگام خلاصه نويسي بايد بخشي از آن به عنوان مستندات نويسنده، نقل گردد. ج) بخش سوم هر نوشته دلايل و توضيحات نويسنده مي باشد كه جهت تبيين نوشته و يا ارتباط انديشه هاي ديگران با انديشه ي نويسنده است كه مي توان آن را هنگام خلاصه كردن حذف كرد. بنابراين خلاصه ها عين گفته يا فكر نويسنده و يا مستندات فكر نويسنده است كه در خلاصه آورده است. چيزي كه در خلاصه نويسي حائز اهميت است اشاره به پيام اصلي نوشته و ذكر پيام هاي فرعي مي باشد. 6)نامه نگاري نامه نگاري نوع ديگري از انشا نويسي است. در نامه نگاري رعايت نكات زير الزامي است: - پيامي كه دانش آموز در مورد نامه ي خود نوشته است، قطع نامه، عنوان نامه، استفاده ي مناسب از علائم نگارش، حاشيه گذاري مناسب در نامه، خوش خطي، تاريخ نامه، نام و امضاي نويسنده، نشاني گيرنده، تناسب متن با مخاطب نامه و امثال آن.
منابع:
نام كتاب ناشر 1) آموزش و ارزشيابي درس انشا دفتر آموزش عمومي 2)جزوات دوره ي ضمن خدمت كتاب جديدالتأليف فارسي تابستان 85 3)در قلمرو آموزش زبان و ادب فارسي مجمع علمي آموزش زبان و ادب فارسي 4)فرهنگ لغت عميد 5)فرهنگ لغت معين 6)مجلات رشدآموزش ابتدایی شماره(2)و(3)سال پنجم ماه آبان و آذر سال 80
منبع:گروه اموزش ابتدایی مازندران |
||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 22:20 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 12:7 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
ایجاد رنگین کمان آزمايشي خدمتتان معرفي مي كنيم كه به راحتي مي توانيد آن را در كلاس انجام دهيد. شروع كنيد : چرا درآسمان رنگين كمان تشكيل مي شود ؟ در اين آزمايش مي خواهيم نور سفيد چراغ قوه را به رنگ هاي رنگين كمان تجزيه كنيم كه با دليل آن آشنا شويد . آن چه نياز داريم : كاغذ سفيد – ظرف شيشه اي – آب – چراغ قوه – خمير بازي – آينه 1. ظرف را تا نيمه از آب پر كنيد. ( بهتر است ظرف گشادي مثل يك مرغ خوري را در نظر بگيريد .) 2. آينه را به طور مايل در ظرف قرار دهيد.( با استفاده از خمير بازي آينه را به ته ظرف بچسبانيد ) 3. چراغ قوه را در كنار ظرف نگه داريد . نورآن را به قسمتي از آينه كه زير آب است ، بتابانيد. 4. اگر كاغذ سفيد را بالاي چراغ قوه نگه داريد ، روي آن رنگين كمان تشكيل خواهد شد .( نور سفيد به رديفي از رنگ هاي آبي تا قرمز تجزيه مي شود . با حركت دادن و كج و راست كردن چراغ قوه مي توانيد كاري كنيد كه رنگين كمان را بهتر ببيند .) اگر هنگامي كه خورشيد مي تابد ، باران ببارد، قطره هاي ريز باران نور سفيد خورشيد را به رنگ هاي مختلف تجزيه ميكنند و در آسمان رنگين كمان تشكيل مي شود . اين درست مشابه همان پديده اي است كه در آزمايش بالا با نور چراغ قوه و آب داخل ظرف رخ داد گروه جامد در حالی که درجای خود ثابت ایستاده اندمی خوانند: جامدیم ، ما جامدیم هر جا بریم ثابتیم شکل ما عوض نمی شه چه تو لیوان ، چه شیشه مثالامون اینه سنگ وگلاب و شیشه گروه های بعد درحالی که دست یکدیگر را گرفته اند و آرام حرکت می کنند ، می خوانند : مایعیم و مایعیم ما دوستان جامدیم اما یه فرقی داریم شکل ظرف رو دوست داریم توی هر ظرفی بریم شکل همون رو داریم مثال های ما اینه شیر وگلاب وشیره گروه سوم در حالی که دست های یکدیگر را رها کرده واز هم فاصله دارند ، حرکت می کنند و می خوانند : ما گازیم و ما گازیم هی در حال پروازیم هر جایی که بریم ما آن جا را پر می سازیم مثال های ما اینهاست دود و بخار وهواست 1) مرگبارترین زمین لرزه ای که در کشور ما به وقوع پیوسته، مربوط است به خرداد ماه 1369 در زنجان و گیلان، برای بسیاری هنوز خاطره تلخ درگذشت 40000 تا 50000 نفر از ساکنان مناطق شمال و شمال غرب کشور تازه است. 2) در زلزله بم نیز که 26 دسامبر 2003 برابر 5 دی 1382 روی داد نزدیک به 30 هزار نفر کشته شدند. در این زمین لرزه همچنین تقریبا تمام ارگ تاریخی بم ویران شد. 3) زلزله طبس در شهریور ماه 1357 خسارات مالی و جانی فراوانی برجای گذاشت. در این زلزله حدود 25000 نفر جان باختند و حدود همین تعداد زخمی و بی خانمان شدند. 4) زلزله 3/7 ریشتری دشت بیاض در شهریور ماه 1347 به قدری گسترده بود که برآورد تلفات ناشی از آن مقداری تقریبی در حدود 12000 تا 20000 بوده است و مقدار دقیقی برای آن ارائه نشده است. 5) در مقام پنجم زمین لرزه بوئین زهرا قراردارد که به لحاظ میزان خسارات مالی در مقیاسی بسیار وسیع از موارد قبل به وقوع پیوسته است. در شهریور 1341 ، یک زلزله 3/7 ریشتری این منطقه را تقریباً با خاک یکسان کرد و جان 12230 نفر را گرفت. 6) یک زلزله 1/7 ریشتری تعطیلات نوروزی مردم قیر کرزین را در فروردین 1351 به عزا تبدیل کرد و آنها را در سوگ 5100 نفر از همشهریانشان نشاند. 7) در شمال غرب ایران، شهرهای مرزی با روسیه 5000 نفر از ساکنان خود را در آذر 1355 بر اثر یک زلزله 3/7 ریشتری از دست دادند. 8) زلزله 2/8 ریشتری مکران در آذر سال 1324 باعث جان باختن حدود 4000 نفر از ساکنان آن مناطق در بلوچستان شد. اگر چه این زلزله به لحاظ بزرگی، در ایران بی سابقه بوده است، اما به دلیل کم تراکم بودن منطقه خسارات جانی گسترده در پی نداشته است. 9) تقریباً 3300 نفر از ساکنان شهر درگز در شمال خراسان و روستاهای اطراف آن بر اثر زلزله 4/7 ریشتری در اردیبهشت 1308 جان باختند. 10) شهر گلباف در خرداد سال 1360 توسط زمین لرزه ای به بزرگی 9/6 ریشتر به لرزه درآمد و براثر آن حدود 3000 نفر جان خود را از دست دادند. 11)زلزله اردیبهشت ماه 1309 در سلماس با بزرگی 2/7 ریشتر که در رده ده زمین لرزه مرگبار ایران قرار دارد، جان 2500 نفر را گرفت. در سال هاي اخير تأكيد فراواني براي بكار گيري روش هاي نوين آموزشي در جريان يادگيري – ياددهي شده است . ايجاد اين تحول در محيط هاي آموزشي مي طلبد تا همكاران ارجمند روش ارزشيابي خويش را با آن روش ها هماهنگ نمايند. ارزشيابي بايد به گونه اي تغيير كند كه بتواند به طور هم زمان به اهداف دانشي و مهارتي و نگرشي توجه كند. http://www.oloom.ir در طول تاریخ حیات بشر زلزله های زیادی رخ داده است که همین امر باعث شده تا بشر دلایلی برای چرایی وقوع زلزله ذکر نماید . در دوره های قدیم وباستان که علم ودانش بشری اندک بوده ونسبت به پدیده های مختلف طبیعی جهل داشته و در عین حال بدنبال منشاءآنها هم بوده است و چون علتی را نمی دیده منشاء حواذث طبیعی مثل زلزله را به نیروهای ناشناس غیرطبیعی و ماوراء طبیعی نسبت می دادند . زلزله را خشم خدایان بر بشر یا خشم پلوتون می دانستند. با افزایش علم وبالا رفتن سطح دانش انسان بتدریج بدنبال منشاء و علل حوادث طبیعی در خود طبیعت رفت . مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده میشوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت میکنند.
پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام میدهد. پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد. پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است. در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی میگویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است. مخ مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشتههای عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشتههای عصبی صورت میگیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده میشود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشتههای عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنبالههای نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند. علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژهای انجام میدهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل میکنند. هر نیمکره کارهای ویژهای را نیز انجام میدهد. نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل میکند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت میکنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است. مخچه مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچهای به مخ کمک میکند. مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت میکند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر میزند. حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر میدهند و مخچه ، ماهیچهها را طوری کنترل میکند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام میدهد همگی غیر ارادی هستند. بصل النخاع بصلالنخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصلالنخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصلالنخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصلالنخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره میکند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند. بطنهای مغزی در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود میآورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکرههای مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصلالنخاع و پل مغزی. مایع مغزی-نخاعی سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربهگیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ میکند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا میگیرد بین 150 - 80 میلیلیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی میگردد که میتواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد. ویروس چیست؟ ویروس ها آنقدر کوچکند که با چشم غیر مسلح دیده نمی شوند. نمی توانند به خودی خود تکثیر شوند، از اینرو باید به یک سلول میزبان حمله کرده و بر آن غلبه کنند تا بتوانند ذرات ویروسی بیشتری بسازند. ویروس ها از مواد ژنتیکی (DNA یا RNA) تشکیل شده اند که با پوسته ای پروتئینی احاطه می شوند. آنها قادر به نزدیک شدن به سلول ها و وارد شدن به آنها هستند. سلول های غشای مخاطی، مثل سلول هایی که در راه تنفسی که از آن هوا را استنشاق می کنیم وجود دارند، چون با پوسته ی پروتئینی پوشیده نشده اند، معمولاً درمقابل حملات ویروسی ضعیف هستند. باکتری چیست؟ باکتری ها موجوداتی تک سلولی اند. این موجودات از آنجا که قدرت تقسیم شدن دارند، می توانند به خودی خود تکثیر شوند. شکل آنها متغیر است و پزشکان با استفاده از این خصوصیات آنها را به گروه های مختلف تقسیم می کنند. باکتری ها همه جا وجود دارند، داخل و خارج از بدن ما. اکثر آنها کاملاً بی خطر هستند و حتی برخی آنها برای بدن فایده هم دارند. اما بعضی باکتری ها ممکن است باعث ایجاد بیماری شوند. دلیل آن ممکن است این باشد که در محل نامناسبی وارد شده اند و یا صرفاً به منظور حمله کردن به بدن ما ساخته شده اند. بیماری چطور از طریق ویروس و باکتری منتقل می شود؟ بیماری های ویروسی و باکتریایی هر دو به شیوه های یکسان منتقل می شوند:
چطور از بیماری جلوگیری کنیم؟
بیماری های باکتریایی چطور درمان می شوند؟ بیماری های باکتریایی معمولاً با مصرف یک آنتی بیوتیک خاص که فقط باکتری که باعث بیماری شده را می کشد، درمان می شوند. پزشک برای امینان از نوع درمانی که باید برای شما استفاده کند، معمولاً از شما نمونه ی ادرار می گیرد یا گلویتان را بررسی می کند. بیماری های ویروسی چطور درمان می شوند؟ ویروس ها تا زمانیکه وارد سلول های بدن نشوند، قادر به تکثیر نیستند. به همین دلیل است که درمان بیماری های ویروسی معمولاً به سیستم دفاعی بدن خود بیمار واگذار می شود. درمان بیماری های ویروسی مثل آنفولانزا شامل موارد زیر است:
تعداد کثیری از درمان های ضدویروسی ساخته شده است که از تکثیر ویروس ها جلوگیری کرده و باعث می شود بیماری سریعتر روند درمان خود را طی کند. اما متاسفانه این درمان ها هنوز روی تعداد اندکی از ویروس ها قابل استفاده است. آنتی بیوتیک هیچ تاثیری بر بیماری هایی مثل سرماخوردگی یا آنفولانزا ندارد و بهتر است مصرف آنتی بیوتیک را برای بیماری های باکتریایی محدود کنیم که به خودی خود بهبود نمی یابند. مصرف بیش از حد آنتی بیوتیک، با ترغیب بدن برای رشد باکتری های مقاوم دربرابر آنتی بیوتیک، اثر آن را کاهش می دهد. منبع : http://www.mardoman.com/health/virusb.aspx زیر سطح زمینی که ما برآن گام می گذاریم بـر خــلاف سطــــح سـخت وجامدآن ویژگیهای خاص خود را دارد. با افزایش عمق هم جنس وهم حالت مواد سازنده زمین تغییر می کند . این همان چیزی است که باعث تعجب و شگفتی می شود . کره زمین را براساس تغییر خواص فیزیکی وشیمیایی آن به چند لایه تقسیم می نمایند. پوسته(crust) دانشمندان علوم زمین و زلزله شناس با مطالعه امواج ثبت شده زلزله ها درایستگا ههای زلزله سنجی وزلزله شناسی به این واقعیات متفاوت از هم پی برده اند. اولین بررسی ها که در این زمینه انجام شده است بیانگر تغییر روند امواج در اعماق چهل کیلومتری خشکیها و پنج کیلومتری کف اقیانوسها می باشد جائی که بنام حد فاصل بین پوسته و گوشته شناخته می شود و به افتخار کاشف آن« موهوروویچ» استاد دانشگاه زاگرب به نام انفصال «موهو» معروف شده است . ضخامت متوسط قسمت جامد پانزده کیلومتر و وزن مخصوص آن 2.7 است . گوشته یا جبه (mantle) هسته(core) جنس هسته زمین را بیشتر نیکل و آهن تشکیل داده است . هسته نقشی درحرکت ورقه های سنگ کره ندارد ولی منبع تولید میدان مغناطیسی زمین است. منبع : http://daneshnameh.roshd.ir در طول تاریخ حیات بشر زلزله های زیادی رخ داده است که همین امر باعث شده تا بشر دلایلی برای چرایی وقوع زلزله ذکر نماید . در دوره های قدیم وباستان که علم ودانش بشری اندک بوده ونسبت به پدیده های مختلف طبیعی جهل داشته و در عین حال بدنبال منشاءآنها هم بوده است و چون علتی را نمی دیده منشاء حواذث طبیعی مثل زلزله را به نیروهای ناشناس غیرطبیعی و ماوراء طبیعی نسبت می دادند . زلزله را خشم خدایان بر بشر یا خشم پلوتون می دانستند. با افزایش علم وبالا رفتن سطح دانش انسان بتدریج بدنبال منشاء و علل حوادث طبیعی در خود طبیعت رفت . منبع : http://daneshnameh.roshd.ir نام فارسي : آلكساندر فلمينگ
سال ولادت و فوت : 1955-1881 میلادی مليت : اسکاتلند آلكساندر فلمينگ كاشف پنيسيلين در سال 1881 در «لاچفيلد» اسكاتلند زاده شد. وي از مدرسهي پزشكي بيمارستان «سنتمري» لندن فارغالتحصيل شد و پس از پايان تحصيلات به تحقيق و بررسي در زمينهي ايمنيشناسي و مصونيتها پرداخت. سپس به عنوان پزشك نظامي در جنگ جهاني لول زخمهاي عفوني را مورد مطالعه قرار داد و متوجه شد كه اغلب مواد ضد عفوني كننده خيلي بيش از آنكه ميكروبها را از پاي درآورند سلولهاي بدن را از بين ميبرند. ضدعفوني کننده ها دسته اي از مواد شيميايي هستند که با اثر بر باکتريها ، ويروسها ، قارچها ، اسپور باکتريها و ساير اورگانيسمها آنها را از بين ميبرند و يا از رشد آنها جلوگيري ميکنند. مواد ضدعفوني کنندهاي را که براي سطح پوست و بدن و در بافتهاي زنده استفاده ميشوند، گندزدا (Antiseptic) ميناميم. مواد ضدعفوني کننده ابزار ، وسايل ، لباسها ، کاشيها ، وان حمام ، دستشويي و حمام را ضد عفوني کننده (Disinfection) مينامند. استفاده از ضدعفوني کنندهها براي تامين سلامتي بسيار ضروري است و از عوامل مهم پيشگيري از بيماريها بخصوص ، بيماريهاي مسري ميباشد. نکات قابل توجه در استفاده از ضدعفوني کننده ها ضدعفوني کننده ها و گندزداها تنها براي استعمال خارجي است و از ورود آنها به دهان ، چشم ، گوش و دستگاه تنفسي جدا بايد جلوگيري کرد. ضدعفوني کننده هاي متداول آب ژاول منبع:وبلاگ اموزگار پنجم به مدیریت اقای غلامحسین پناهنده
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 12:0 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|
|
● برنامه جلسات علنی مجلس "اينجانب اكيدا علاقمندم كه قداست مجلس معظم و وكلاي محترم محفوظ باشد تا الگويي باشند براي مجلس هاي جهان" . "شما (نمايندگان) بايد در آنجا معلم اخلاق باشيد براي همه كشور، حضرات وكلاء، مجلس را معبدي كنند منزه از اعمال و اقوال زمان طاغوت تا مجلس نمونه شود، باشد كه مجالس ديگر كشورهاي اسلامي از آن تبعيت كنند." مركز همه قانون ها و قدرت ها مجلس است: "شك نيست كه مجلس به همه امور نظارت دارد و حق نمايندگان است كه از هر انحراف و خلافي كه از وزراء و ادارات مي بينند به حكم قانون جلوگيري كنند و دولت را تا حد استيضاح بكشانند، لكن فرقها است بين نظارت و استيضاح و بين عيب جويي و انتقام گيري و اين فرقها را همه كس پس از رجوع به وجدان خويش مي فهمد." منبع: وبلاگ اموزگارپایه پنجم 1- درجامعه اسلامی کدام رفتاربهترازانفاق است ؟ الف ) وقف ب ) تعاون ج) ایثاروازخودگذشتگی د ) امربه معروف ونهی ازمنکر 2- مفهوم فرمایش پیامبر«جامعه مانندکشتی ومردم مانند کشتی نشینان هستند » کدام یک ازمواردزیراست ؟ الف ) مسلمانان کارهای خودراازطریق شوراانجام می دهند ب ) همگی به ریسمان الهی چنگ زنیدوازتفرقه بپرهیزید. ج ) سفارش کردن دیگران به کارنیک وبازداشتن آن هاازکاربد د) بایکدیگردرکارهای نیک همکاری کنید . 3- دولت ازچه کسانی تشکیل شده است ؟ الف ) رئیس جمهور- وزیران ب ) شورای نگهبان – نمایندگان مجلس ج ) نمایندگان مجلس – رئیس جمهور د ) رهبر – رئیس جمهور 4- نیروهای مردمی که درجنگ شرکت داشتندچه نام داشتند ؟ الف ) بسیج ب) سپاه ج ) ارتش د ) نیروی انتظامی 5 – بیت زیربه کدام مفهوم اشاره دارد ؟ « که مردارچه برساحل است ای رفیق نیاسایدودوستانش غریق » الف ) وحدت ب) شورا ج ) ایثار د) تعاون 6- کدام ازپایه های استواری وموفقیت آینده انقلاب اسلامی می باشد ؟ الف ) رعایت قوانین ب ) شرکت درانتخابات ج ) یکپارچگی مردم د ) بهبودزندگی مردم 7- مردم ایران آزادی می خواستند تا ...... الف ) دست دشمنان راازکشورکوتاه کنند ب ) بتواننددستورات دین اسلام رادرکشوراجراکنند ج ) سرنوشت کشورخودراتعیین کنند . د ) بتوانندبرای اداره کشورخودتصمیم بگیرند 8- براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران کدام مرجع بردرست اجراکردن قوانین نظارت دارد؟ الف ) قوه مقننه ب ) قوه مجریه ج )قوه قضائیه د )مقام رهبری 9- سرپرستی ازیتیمان وخانواده های بی سرپرست ازنشانه های چیست ؟ الف ) وحدت ب ) انفاق ج ) وقف د) ایثار 10- هرجامعه برای رسیدن به هدف های خودبه چه چیزی نیازدارد ؟ الف ) برنامه ونقشه معین ب ) امکانات اقتصادی ج ) افرادتحصیل کرده د ) صرفه جویی درمصرف 11 – کدام یک ازموارد زیربین مسلمانان جهان مشترک است ؟ الف ) زبان ب ) خط ج ) قبله د ) تقویم 12 – کدام یک ازمواردزیرازنشانه های جامعه اسلامی نمی باشد؟ الف ) اسراف ب ) تعاون ج ) ایثار د ) شورا 13- مفهوم آیه ی « همگی به دین که ریسمان محکم الهی است چنگ زنیدوازتفرقه بپرهیزید» کدام است ؟ الف ) اعتقادبه دین اسلام ب ) احترم به آسایش دیگران درجامعه ج ) اعتقادبه خدای یگانه د ) وحدت درجامعه اسلامی 14- حفظ مرزهای کشورازتجاوزبیگانگان جزوکدام وظیفه ی حکومت است ؟ الف ) پاسداری ازدین اسلام ب ) بهبودزندگی مردم ج ) پاسداری ازاستقلال د) اجرای قوانین اسلامی 15- اگرحکومت باهمکاری مردم صنعت وکشاورزی راگسترش دهد به کدام وظیفه خودعمل کرده است ؟ الف ) پاسداری ازاسلام ب ) نگهبانی ازاستقلال ج ) گسترش آموزش وپرورش د ) بهبودزندگی مردم 16وظیفه رئیس جمهورووزیران اوچیست ؟ الف ) اجرای قوانین درکشور ب ) تصویب قوانین ج ) رفع اختلافات مردم د ) نظارت براجرای درست قوانین 17- رعایت کدام اصل مانع ازتسلط دشمنان اسلام می شود ؟ الف ) قانون ب ) نظم ج ) اتحاد د ) برابری 18- مردم ایران هرسال 12فروردین راگرامی می دارند زیراسالگرد ..... است . الف ) ورودامام خمینی به ایران ب ) پیروزی نهضت اسلامی ج ) برقراری جمهوری اسلامی د ) تشکیل بسیج 19- انفاق نشانه چیست ؟ الف ) مسئولیت فرددربرابرجامعه ب ) مسئولیت جامعه دربرابرفرد ج ) مسئولیت حکومت دربرابرفرد د ) مسئولیت حکومت دربرابرجامعه 20- کدام یک فقط ازویژگی های حکومت اسلامی است ؟ الف ) اجرای قوانین اسلامی ب ) انتقادآزادانه ازمسئولان ج ) داشتن حق رای د ) مشارکت مردم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 11:37 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|
|
پالايشگاه گاز شهيد هاشمي نژاد(خانگيران) اولین فعالیت اکتشافی در سال 1331 در منطقه خانگیران به وقوع می پیوندد و اولین چاه در سال 1341 به مخزن گاز شیرین شوریجه می رسد و نوید طرح و اجرای تأسیسات گاز در این منطقه محروم معنا پیدا می کند . تأسیسات نم زدایی جمالی نیا باتامین خوراک از مخزن گاز شوریجه در سال 1352 به بهره برداری میرسد و گاز مصرفی بخش محدودی از شهر مشهد ازطریق یک خط لوله 16 اینچ ارسال می شد . کشف مخزن مستعد و بزرگ مزدوران در عمق 3700 متری زمین شهرتی جهانی به منطقه خانگیران می بخشد وبه عنوان یک مخزن بزرگ و مستقل گاز برروی تلکس خبرگزاریهای جهان خودنمایی می کند . مخازن گازی منطقه خانگیران شهرستان سرخس شامل 3 مخزن گاز شیرین با استعداد باقیمانده تولید 17 میلیارد متر مکعب و یک مخزن گاز ترش عظیم با استعداد باقي مانده توليد 300 ميليارد متر مكعب ميباشد . بهره برداری از منابع گاز شیرین خانگیران در سال 1352 با 3 حلقه چاه ودر سال 1362 بهره برداری از مخزن گاز ترش مزدوران همزمان با راه اندازی پالایشگاه گاز شهید هاشمی نژاد با 6 حلقه چاه آغاز گردید . مخزن گاز ترش مزدوران حاوی 5/3% گاز بسیار سمی و خطرناک هیدروژن سولفوره (H2S) و 5/6% گاز دی اکسید کربن (CO2) میباشد . و مشابه این مخزن تعداد محدودی در حجم بالای تولید درسطح جهانی فعال است که از آن جمله به کشور کانادا میتوان اشاره کرد . ولذا تولید موفق و بی خطر در طی 21 سال گذشته از لحاظ عدم وقوع حوادث منجر به صدمات انسانی و حفاظت تأسیسات در شرایط خورندگی گسترده از افتخارات کارشناسان و کارکنان پرتلاش این مجتمع عظیم پالایشی می باشد . باتوجه به وجود ذخایر عظیم گازدر نقاط مرزی کشور همسایه مطالعات اکتشافی ازجمله لرزه نگاری سه بعدی که یکی از پیشرفته ترین روشهای اکتشافی نفت وگاز میباشد در منطقه مرزی سرخس توسط یک شرکت چینی انجام گرفته وبر مبنای نتایج مطالعات مزبور انجام برخی حفاریهای اکتشافی نیز در نقاط مرزی و دشت سرخس در دستورکار قرار گرفته که اولین چاه اکتشافی/ تحدیدی نیز حفاری شده است . عملیات اجرایی پالایشگاه گاز خانگیران در سال 1354 آغاز ودر سال 1357 به دلیل تقارن با پیروزی انقلاب اسلامی متوقف و در نهایت با یک وقفه سه ساله در ایام ا... دهه مبارک فجر سال 1362با حضور پربرکت ریاست محترم جمهور حضرت آیت ا... خامنه ای در منطقه خانگیران شعله های سرکش آتش از مشعل پالایشگاه به آسمان سر می کشد و صنعت مردان دلاور ایران زمین به عنوان اولین سند افتخار اداره عملیات این مجتمع عظیم پالایشی را بدون حضور بیگانگان بر عهده می گیرند.لازم به ذكر است كه اين پالايشگاه به نام پالايشگاه خانگيران نيز شهرت دارد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 11:27 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|
|
عسلویه شهری از توابع شهرستان کنگان و یک منطقه عظیم صنعتی از توابع استان بوشهر در جنوب ایران است. این منطقه در 12 کیلومتری شرق روستای نخل تقی و در 7 کیلومتری روستای بیدخون و در کرانه خلیج فارس واقع شدهاست. عسلويه در شرق استان بوشهر در حاشیه خلیج فارس در ۳۰۰ کیلومتری شرق بندر بوشهر و در ۴۲۰ کیلومتری غرب شهرستان بندر لنگه و در۵۷۰ کیلومتری غرب بندر عباس واقع است و حدود ۱۰۰ کیلومتر با حوزه گاز پارس جنوبی که در میان خلیج فارس واقع شده، فاصله دارد. منطقه عسلویه از نظر شرایط اقلیمی و جغرافیایی دارای عرض جغرافیایی 27 و طول جغرافیایی 52 درجه است كه پوشش گیاهی متوسط و پراكنده با برخی اراضی انبوه نخل و درختچههای حرا دارد. موقعیت مورد نظر برای منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس مزایای قابل توجهی دارد، از جمله: کمترین فاصله ممکن با میدان گاز پارس جنوبی وجود فرودگاهی که در زمان ساخت و ساز میتواند سرویس مناسبی به عنوان فرودگاه بینالمللی استقرار یابد دسترسی مستقیم به آب دریا عمق مناسب سواحل از نظر بندری برخورداري از شبکههای تأسیسات زیرساختی شریانهای ارتباطی فرامنطقهای وجود نیروی کار بالقوه در شهرها و روستاهای اطراف طبیعت سرسبز و وجود چشم اندازهای طبیعی زیبا اين منطقه دارای واحدهای عظیم و پرشمار پتروشیمی و پالایشی است و با تعطيلي فرودگاه قدیم، فرودگاه جدید با نام خلیج فارس در ۳۵ کیلومتری شرق عسلویه احداث و مورد استفاده قرارگرفت. عسلویه معروفترین بخش منطقه ویژه اقتصادی پارس است که هر ساله شاهد حضور تعداد قابل توجهی از افراد جویای کار است. جمعیت بومی منطقه عسلویه حدود ۳۰۰ نفر است که بیشتر آنها اهل سنت هستند. عسلویه مهمترین پایگاه اقتصادی ایران و بزرگترین منطقه تولید انرژی جهان است كه در طول 12 سال همت و تلاش، دهكدهای دور افتاده را به نامآورترین شهر تولید گاز تبدیل كرده است كه دیدن آن افتخار را بر هر ایرانی ارزانی میدارد منطقه ويژه اقتصادي پارس جنوبی منطقه ويژه اقتصادي پارس جنوبی نام یک منطقه گازی در خلیج فارس است كه در سال 1377 تاسيس شده است. این منطقه گازی حوزه مشترکی است میان ایران و قطر. قطر از سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) احداث زیربناهای لازم برای بهرهبرداری از این حوزه و صادرات گاز را آغاز کرده است. ميدان گازي پارس جنوبي يكي از بزرگترين منابع گازي جهان است كه روي خط مرزي مشترك ايران و قطر در خليج فارس قرار دارد و يكي از اصليترين منابع انرژي كشور به شمار ميرود. ذخيره گاز اين بخش از ميدان 14 تريليون متر مكعب گاز به همراه 18 ميليارد بشكه ميعانات گازي است كه حدود 8 درصد از كل گاز دنيا و نزديك به نيمي از ذخاير گاز كشور را شامل ميشود. توسعه ميدان گازي پارس جنوبي به منظور تأمين تقاضاي روبه رشد گاز طبيعي، تزريق به ميادين نفتي، صادرات گاز و ميعانات گازي به عنوان خوراك پتروشيمي صورت ميپذيرد. بدينترتيب بنادر عسلويه و تمبك در 270 و 220 كيلومتري جنوب شرقي بوشهر به عنوان منطقه ساحلي براي ايجاد تأسيسات خشكي و توسعه مرحلهاي اين ميدان انتخاب شدهاند. باتوجه به اينكه اين منطقه در مرز استان هرمزگان و بوشهر و در مركز سواحل خليج فارس، نزديكترين نقطه به ميدان گازي پارس جنوبي قراردارد، داراي وضعيت سوقالجيشي خاصي است كه ميتواند مبناي جذب و نگهداشت سرمايه در منطقه باشد. منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس در سال 1377 به منظور ايجاد تأسيسات پالايشگاهي و انجام فعاليتهاي گوناگون پاييندستي و بالادستي صنعت نفت و گاز و پتروشيمي و همچنين انجام عمليات پشتيباني و خدماتي به موجب مصوبه هيئت وزيران تأسيس شد. اين منطقه از غرب به روستاي شيرينو، از جنوب به خليجفارس، از شمال به دامنه سلسله جبال زاگرس و از شرق به روستاي چاه مبارك محدود ميشود. فازهاي در حال توسعه ميدان گازي پارس جنوبي عموماً مشتمل بر تأسيسات دريايي، خطوط انتقال توليدات به خشكي، تأسيسات ساحلي، خطوط لوله انتقال گاز به شبكههاي سراسري و همچنين تأسيسات صادراتي جهت صادرات ميعانات گازي، LPG و گوگرد ميباشد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 11:24 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|
|
قرآن حفظ آيات وسوره هاي كوتاه كتاب درسي حفظ پيام هاي قرآني واحاديث كوتاه ازائمه معصومين برگزاري مسابقات قرآن واذان وترغيب دانش آموزان به شركت دراين نوع مسابقات مطالعه كتب درباره ي داستان هاي قرآن وارائه خلاصه اي ازآن ها دركلاس تهيه نشريه وروزنامه ديواري درباره ي موضوعات قرآني اجراي برنامه هاي قرآني درمراسم عمومي وصبحگاه مصاحبه باامام جماعت مسجدمحل درباره ي آداب خواندن قرآن وتهيه گزارش مربوط به آن تمرين قرائت صحيح ذكرهاي نمازدراذان واقامه دعوت ازيكي ازقاريان سرشناس محلي وانجام مصاحبه وتهيه گزارش مختصري اززندگي او اجراي نمايش وتئاتر راجع به پيام هاي قرآني خاطره نويسي وداستان نويسي درباره ي موضوعات مطرح شده دركتاب و... هديه هاي آسمان برگزاري مسابقات احكام ونمازوترغيب دانش آموزان به شركت دراين مسابقات تهيه ي مقاله،نشريه وروزنامه ديواري پيرامون موضوعات كتاب هديه هاي آسمان شركت فعال درمراسم وبرنامه هاي مذهبي ،اعيادوسوگواري هاومناسبت هاي اسلامي مطالعه وخلاصه نويسي كتاب هايي راجع به زندگي پيامبران ،ائمه معصومين وبزرگان تاريخ تمرين واجراي سرودهاي همگاني دركلاس درباره امامان وياامور ديني تحقيق وپژوهش پيرامون موضوعات كتاب درسي اجراي نمايش وتئاتروياپانتوميم مربوط به موضوعات كتاب درسي مصاحبه باامام جماعت محل درباره ي مسائل ديني وتهيه ي گزارش مربوط به آن خاطره نويسي وداستان نويسي درباره ي موضوعات مطرح شده دركتاب و... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 11:21 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|
|
تمرکز:
در ابتدای کلاس اجازه دهید دانش آموزان با هم خوش و بش کرده و حرف هایشان را به همدیگر بزنند و عادت دهید که در عرض چند دقیقه حرف هایشان را تمام کرده و منتظر شروع درس توسط شما باشند. بعد از سکوت دانش آموزان شما نیز چند ثانیه سکوت کنید تا توجه بیشتر آنان جلب گردد. سپس درس آنروز را با صدایی آهسته تر از مواقع معمولی شروع کنید. بطور معمول جو کلاسی معلمی که صدای آرامی دارد ساکت تر از کلاس معلم دارای صدای بلند و خشن می باشد. بیان خواست های روشن و واضح: نظارت: نمونه و مدل سازی: برقراری ارتباط غیر کلامی: کنترل محیط کلاس: برخورد های نسبتاً آرام داشتن با دانش آموزان تادیب مثبت دستور های مثبت و سازنده بیان دستور های انسان دوستانه تربیت مفید و موثر
اولین مرحله: آن که عاشق باشی شما یک معلم نخواهید شد مگر این که علاقهای زیاد به این شغل داشته باشید، چرا که اگر شغل معلمی آسان بود هر کسی میتوانست آن را انجام دهد. معلمان، مسئولیت بسیار مهمی را بر عهده دارند زیرا یک گفتگوی سطحی از یک معلم میتواند قسمتی از زندگی یک دانشآموز را تحت تأثیر قرار دهد، البته فراموش نکنیم که معلم یک الگوی دائما تحت نظر است. دومین مرحله: در تو باید لذت آموختن نشانگر بوده و ثابت نمایی سومین مرحله: چشم امید به اهداف بلندت باید… بدانید که به کجا میروید و به اهدافتان توجه کنید. من هرگز چیزی یاد نگرفتم مگر زمانی که مجبور شدم از آن استفاده کنم. اگر چیزی که درونتان است بیابید شما را نجات خواهد داد. اگر چیزی که درونتان است نیابید شما را نابود خواهد کرد. چهارمین مرحله: برتو است که مسئول و منظم باشی تدریس میتواند تمام زندگی شما را به خود اختصاص دهد. با این کار ممکن است که تمام روز و شب را در مدرسه برای کمک به دانشآموزان بگذارید و در کارتان پیشرفت کنید. من معتقدم میتوانید فعالیتهای هدفمند مهیج و صحیح را برای رسیدن به هدفتان طرحریزی کنید. پنجمین مرحله: بجوی تا بیابی تقاضا کنید، حتماً دریافت خواهید کرد. اگر بدانید چه چیزهایی از کنترل شما خارج است در مورد آنها نگران نخواهید بود. این امر شما را از بسیاری تلاشهای بیهوده رهایی خواهد بخشید. ششمین مرحله: بر تو باد انصاف و آمادگی در امر تدریس شما باید منصف باشید تا برای مسایل قبل از آن که به وجود آیند آماده باشید. هفتمین مرحله: عقل سلیم، لازمهی تدریس است زمان اتخاذ تصمیماتی که دانشآموزان را تحت تأثیر قرار میدهد از قضاوت صحیح خود استفاده کنید. در هر قانون استثنایی وجود دارد و شما باید بتوانید به اندازهی کافی و به سرعت متوجه این وضعیت بشوید تا قبل از این که از دست شما خارج شود آن را آرام کنید. بسیاری از دانشآموزان در طی سال ترفندهای زیرکانهای را برای فریب معلمان آموختهاند. هشتمین مرحله: بیتعصب و انعطاف پذیر باشید تا موفق شوید. هیچ حق انتخاب دیگری ندارید. چون با مردم سرو کار داریم باید آمادهی مسایل غیر منتظره هم باشیم و آنها را نتیجه بخش سازیم. نهمین مرحله: با ترس و لرز کار مسیر نمیشود. با شک کار نکنید مطمئن باشید که حق با شماست. دهمین مرحله: در کار تدریس همت خود را بلند دار. باید توقعتان را هم از دانشآموزان و هم از خودتان بالا ببرید. مردم را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: آنهایی که باعث میشوند مسائلی اتفاق بیفتد. آنهایی که تماشاگر یک اتفاق هستند و آنهایی که میگویند چه اتفاقی میافتد. یازدهمین مرحله: وسعت بخش گسترهی دید خویش را زمانی که با چالشها مواجه میشوید همه چیز را در نظر بگیرید. منشور در دستان شماست.
منبع :وبلاگ اموزگار پایه پنجم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 11:16 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
ارزشهای عددی حروف ابجد
از پدری پرسیدند :آیا درست است که می گویند زمانی فراخواهد رسید که پسرها بزرگتر از پدرشان خواهند شد! گفت : اتفاقا" این موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول داشته است البته کاری به استعداد و نبوغ پسرها ندارم منظور من سن وسال آنهاست. پرسیدند به چه دلیل؟ گفت :به این دلیل که برایتان شرح می دهم: وقتی 30 ساله بودم فرزندمان متولد شد.یعنی 30 برابر او سن داشتم. وقتی 2 ساله شد من 32 سال داشتم یعنی 16 برابر او سن داشتم. وقتی 3ساله شد من 33 سال داشتم یعنی 11 برابر او سن داشتم. وقتی 5 ساله شد من 35 سال داشتم یعنی 7 برابر او سن داشتم. وقتی 10 ساله شد من 40 سال داشتم یعنی 4 برابر او سن داشتم. وقتی 15 ساله شد من 45 سال داشتم یعنی 3 براب او سن داشتم . وقتی 30 ساله شد من 60 سال داشتم یعنی فقط 2 برابر او سن داشتم. پدر متفکر در ادامه سخنانش گفت: می ترسم اگر به همین منوال پیش برود او بزودی از من جلو بزند و بشود پدر من ومن هم بشوم پسر او! منبع: وبلاگ چرتکه |
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 0:16 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
محاسبه دوام ازدواج با فرمول های رياضی؟
پروفسور جيمز موری ادعا می کند می تواند موفقيت پيوند زناشويی را پيش بينی کند پروفسور جيمز موری از دانشگاه واشنگتن، می گويد يک مدل رياضی خلق کرده است که به کمک آن می تواند شانس موفقيت پيوند زناشويی را پيش بينی کند. او ادعا می کند می تواند پس از برگرداندن داده های جمع آوری شده از محاوره يک زوج به زبان جبر، شانس موفقيت ازدواج آنها را با 94 درصد دقت پيش بينی کند. پروفسور موری با تهيه نموداری از محاوره زوج ها به اين نتيجه رسيده است که اين نمودار در نهايت می تواند برای پيش بينی احتمال طلاق به کار گرفته شود. وی گفت: "ما نامزدهايی را که قصد ازدواج دارند به آزمايشگاه می آوريم و محاوره آنها را برای 15 دقيقه ضبط می کنيم. ما از يک سيستم نمره گذاری استفاده می کنيم تا واکنش های آنها را به زبان جبر برگردانيم." وی افزود: "ما می توانيم محاسبه کنيم آيا احتمال دوام ازدواج آنها بيشتر است يا احتمال طلاق آنها. رياضيات به عنوان زبانی برای تعبير کنش و واکنش انسانی عمل می کند و تاثير يک شخص بر شخص ديگر را اندازه می گيرد که کار دشواری هم نيست." "محاسباتی که ما به کار می گيريم را حتی دانش آموزان دوره راهنمايی که اصول اوليه جبر را آموخته اند می توانند انجام دهند. وقتی مدل ابتدايی را به آنها نشان دهيد می توانند داده ها را وارد و يک محاسبه ساده را انجام دهند." به گفته وی در اين مدل رياضی برای هر عبارت منفی يا مثبتی که طرفين محاوره به کار می برند يک امتياز ثبت می شود که در نهايت به ايجاد نموداری کمک می کند |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 0:11 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|
|
الگوهاي فعال تدريس نقد و بررسي انواع روش تدريس رياضي بحث در روش تدريس رياضي به زمان ما منحصر نمي شود. از هنگامي كه تدريس رياضي مطرح بوده است، روش تدريس آن نيز مورد بحث و مطالعه بوده است. با مطالعه تاريخ آموزش و پرورش، ملاحظه مي كنيم كه همواره دو نوع آموزش درمقابل هم قرار داشت هاند. دسته اول، روشهاي تدريس سنتي، كه در گذشته هاي دور به كار مي رفته اند و دسته دوم، روشهاي مبتني بر يافته هاي روانشناسي است كه به طور عمده از قرن بيستم به بعد تكوين يافته اند و به روشهاي جديد شهرت دارند. از ميان روشهاي سنتي مي توان از روش سقراطي و روش مكتبخانه اي در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي نام برد. از روش هاي جديد در تدريس رياضي مي توان به روش توضيحي، روش سخنراني، روش اكتشافي، روش حل مساله، روش بحث در كلاس، روش پرسش و پاسخ، روش فعال، روش قياسي و استقرايي آموزش مهارتهاي فراشناختي نام برد. در اين فصل انواع روشهاي تدريس رياضي كه به پنج دسته، روش كلامي، روش مكاشفه اي، روش مفهومي، روش فعال و روش الگوريتمي مورد بررسي و نقد قرار مي گيرند. در پايان اين فصل از خوانندگان انتظار مي رود كه بتواند با تكيه بر انواع روشهاي تدريس ذكر شده، در يك يا چند موضوع درسي، تدريسي را طراحي نمايند و در صورت امكان آن را اجرا نمايند تا به نقاط قوت و ضعف خود آشنا شوند و نقاط قوت خود را در تدريس هاي بعدي، پر رنگ تر نموده و برضعف هاي خود چيره شوند. 2-1 روش كلامي (زباني) در اين روش معلم به اصطلاح متكلم وحده است. همه چيز را بيان مي كند، قواعد را بررسي مي كند، نتيجه گيري مي كند و طراح مساله است. خلاصه معلم همه كاره و دانش آموز هيچ كاره است. معلم مساله گو و شاگرد مساله حل كن، معلم متكلم و شاگرد مستمع است. اين نكته جالب است كه طرفداران اين روش دو گروه مخالفند، عده اي موافق روش زبان ماشيني و عده اي موافق روش زباني استدلالي هستند. الف) روش تدريس زبان ماشيني (قاعده گويي): اين گروه اعتقاد دارند كه دانستن قواعد و فنون محاسبه براي دانش آموزان كافي است. اگر دانش آموز ادامه تحصيل دهد آنگاه برايش استدلال خواهد شد و مطالب را خواهد فهميد و در صورتي كه ادامه ندهد اين محاسبات هست كه به دردش مي خورد و چه كار دارد كه چرا فلان مطلب چنين است و چنان نيست. حسن اين روش در آن است كه تدريس به سرعت انجام مي شود ولي معايب آن عبارتند از: 1- دانش آموز قواعدي را بدون آنكه آنها را درك كرده و منطقي بودن آنها را پذيرفته باشد، آنها را حفظ مي كند و به همين سرعت هم فراموش مي كند. 2- نسبت به مطالبي كه مي خواند احساس بيگانگي مي كند و نسبت به آنچه ياد گرفته است علاقه اي نشان نمي دهد. 3- اين آموزش پاسخگوي نيازهاي طبيعي دانش آموز به كنجكاوي و حقيقت جويي نمي باشد. 4-طرفداران اين روش جالب پرورش را به طور كلي ناديده مي گيرند. ب) روش تدريس زبان استدلالي: طرفداران اين شيوه برخلاف گروه قبل تدريس رياضي را توام با استدلال قبول دارند. آنها معتقدند كه رياضي با منطق آميخته است. پس بايد با استدلال و برهان به امر تدريس رياضي همت گماشت. ابتدا بايد تعريف و اصول گفته شود و به دنبال آن مي توان نتيجه گيري ها را با استفاده از قوانين منطق آغاز نمود. حسن اين روش آن است كه با طبيعت رياضي سازگاري دارد ولي معايب آن عبارتند از: 1- از روش استدلالي در هر سني نمي توان استفاده نمود. 2- قدرت ابتكار رشد نمي كند و دانش آموز جستجوگر نخواهد شد. 3- معلم و شاگرد به تدريج از جهان واقعي دور مي شوند.
نقد و خلاصه روش هاي كلامي (زباني): روشهاي زباني همان طور كه از نامشان پيداست، بر زبان و كلام معلم تكيه دارد. در اين روشها، معلم و مدرس متكلم وحده است و كمتر مجال سئوال كردن، توضيح دادن، درك و فهم واقعي به دانش آموزان داده مي شود. تنها مزيت ظاهري روشهاي زباني اين است كه تصور مي شود كه دانش آموزان به ظاهر در درس پيش مي روند. اين باور درست نيست، زيرا در دراز مدت، اثرات نادرستي در پرورش فكر و استعداد دانش آموزان مي گذارد و در سنين بالاتر اگر مطالب رياضي را دير مي فهمند، علت عمده اش اين است كه قبلا در آموزش مطالب بنيادي به آنها عجله كرده ايم. به عبارت ديگر، در مراحل بعدي آموزش، دانش آموزان ناچارند از معلوماتي استفاده كنند كه قبلاً آنها را خوب فرا نگرفته و به درستي نفهميده اند. 2-2 روش اكتشافي يادگيري اكتشافي فرايندي است كه دانش آموز به طور مستقل و با راهنمايي معلم يا بدون آن، اصل يا قانوني را كشف نموده و مساله اي را حل مي كند. ويژگي عمده روش اكتشافي، درجه و ميزان راهنمايي شدن شاگرد (به وسيله معلم) براي اكتشاف است كه اين ويژگي به عواملي مانند استعداد دانش، مهارت شاگرد و درجه دشواري خود مساله بستگي دارد و مي تواند در چهار محدوده قرار گيرد. 1- معلم مي تواند اصول و راه حل مساله را براي شاگرد توضيح دهد، اما پاسخ مساله را نگويد (در اينجا معلم از روش توضيحي بهره مي گيرد)؛ اين نوع راهنمايي براي دانش آموزان ضعيف ضرورت مي يابد. 2- علم مي تواند فقط اصولي را كه براي كشف آن به كار مي رود به شاگرد توضيح دهد، اما راه حل و جواب مساله را در اختيار او قرار ندهد. 3- علم مي تواند اصول را ارائه ندهد؛ اما راه حل را بگويد. 4- علم مي تواند اصول و راه حل را به شاگرد نگويد؛ كه آن را يادگيري راهنمايي نشده مي ناميم. از آن جايي كه اين روش بر پاسخ مداوم دانش آموزان به سئوالات مختلف در كلاس درس تا حدودي متكي است، لذا تدريس به وسيله آن مشكل است و لذا معلم نياز به صبر بيشتر و وقت زيادتري دارد و نقش معلم در اين روش هدايت نمودن دانش آموزان در ارتباط دادن مطالب جديد با تجارب و محفوظات گذشته نشان مي باشد. حدسيات، تخمين ها و آزمايش و خطا، آزمايشهايي هستند كه در روش اكتشافي براي يافتن ايده هاي جديد و ارتباط آنها با مفاهيم گذشته به كار مي روند. معلم با طرح سئوالات مناسب مي تواند جواب هاي نادرست دانش آموزان را به سمت جواب هاي درست هدايت نمايد. معلم بايد كلاس را در جهت صحيح و مسير معيني حفظ نمايد به طوري كه از حالت كاوش و پويايي شاگردان كاسته نشود. در اين روش، معلم دانش آموزان را وادار به فكر كردن مي كند و آنها را براي رسيدن به پاسخ درست تشويق مي نمايد لذا دانش آموز در فرايند يادگيري سهيم است. تكنيك هاي تدريس به روش مكاشفه اي: 1-معلم، سئوالي را براي بررسي كردن به دانش آموزان ارائه مي نمايد. معلم بايد اطمينان حاصل كند كه دانش آموزان مساله را فهيمده اند و بدانند كه دنبال چه چيزي مي گردند و چگونه بايد اين راه را ادامه دهند و چگونه مسير درست را انتخاب نمايند. 2- معلم فكر كردن را در دانش آموزان با گفتگو و پرسش برانيگزاند و از آنها بخواهد با ارائه مثال ها و نامثال ها، مساله را دنبال كنند. 3- معلم فعاليت هايي طرح ريزي نمايد كه الگوهاي جديد را ايجاد نمايد. 4- معلم از مدل هاي مختلف آموزشي و ابزار كمك آموزشي باري تدريس بهره برد. 5- در ارزشيابي نيز از مسايل استفاده نمايد كه توانايي آنها را در كشف مقاصد جديد بسنجد. 6-از نتيجه گيري سريع براساس يك يا دو نمونه به عنوان شاهد خوددداري كنيد. اكتشاف يك مطلب در كلاس درس بايد روال منطقي داشته باشد و تا حدودي نمايانگر يك مكاشفه واقعي با محيطي منطقي باشد. 7- دانش آموزان را به طور مرتب در جريان پيشرفت هايشان قرار دهيد. محاسن روش اكتشافي از ديدگاه برونر: 1- یادگيري اكتشافي، توانايي ذهني دانش آموزان را تقويت مي كند. 2- يادگيري اكتشافي، انگيزه دروني دانش آموز را افزايش مي دهد، زيرا در اين يادگيري شاگرد به طور خودجوش فعاليت هاي آموختن را دنبال مي كند و پاداشي هم كه مي گيرد، از فعاليت هاي خود اوست. 3- ادگيري اكتشافي، فنون اكتشاف را به شاگرد مي آموزد و او را خلاق و كاوشگر بار مي آورد. 4- يادگيري اكتشافي موجب دوام بهتر آموخته ها مي شود. زيرا دانش آموز خود آموخته هايش را سازمان مي دهد و مي داند كه چه موقع و چگونه آنها را به دست آورد. 5- از آنجا كه در اين روش از مشاهده اشكال، اشيا، و تصاوير براي تدريس استفاده مي شود. درك حقايق و روابط را تا حدي براي دانش آموزان آسان مي كند. معايب روش اكتشافي: 1- قدرت استدلال و ارتباط بين مفاهيم كم مي شود. 2- اين روش بسيار وقت گير است. 3- طرفداران اين روش اهميت فوق العاده اي به احساس و ادراك مي دهند اما بايد توجه داشت كه بعضي از مفاهيم رياضي (مانند اعداد منفي) را نمي توان از راه حواس درك نمود. 4- مكاشفه در بدو امر خوب است ولي نتيجه اساسي نه از راه مكاشفه بلكه از كوششي كه در نباله اين رغبت براي توضيح و تنظيم روابط صورت مي گيرد، حاصل مي شود. به عنوان مثال نيوتن با مشاهده سقوط سيب از درخت، وجود رابطه اي بين زمين و اجسام پيرامون آن را احساس كرد (مكاشفه) ولي مشاهدات مذكور به تنهايي ارزش چنداني نداشت و اگر به همين جا خاتمه يافته بود، هيچ نتيجه عملي از آن به دست نمي آمد. 5- اگر هر تصوري را به كمك شكل و به طور يكنواخت به دانش آموزان عرضه كنيم، بيم آن مي رود كه ذهن آنها، به جاي رابطه مورد نظر، توجه شان به شكل يا تصوير جلب شود و به كلي از حقيقي كه در نظر داريم بي اطلاع بماند. 2-3- روش مفهومي در اين روش بيشتر تاكيد بر مفاهيم رياضي است و تكيه كمتري بر مهارت ها مي شود. ما معتقديم كه تكيه بيش از حد بر يكي، ما را از ديگري دور مي سازد لذا يايد به طور متعادل بين مفاهيم و استفاده از روش ها تاكيد نمود. ذكر اين نكته ضروري است كه تا هنگامي كه مفاهيم در ذهن دانش آموزان شكل نگرفته است، نبايد به سراغ تكنيك ها و مهارت ها رفت. تفاوت روش مفهومي با روش الگوريتمي نيز از همين جا ناشي مي شود كه در روش مفهومي تكيه بر مفاهيم است و در روش الگوريتمي تكيه بر مهارت ها و تكنيك هاست. 2-4- روش فعال در اين روش، هدف اين است كه دانش آموزان در فرايند آموزش و پرجنب و جوش باشند. البته، هيچ روشي به طور محض غيرفعال نيست. براي مثال، در روش سخنراني، معلم فعال و دانش آموزان ظاهراً غيرفعالند اما در حقيقت، به طور ذهني فعالند؛ زيرا به سخنان معلم گوش مي كنند و درباره مطالب آن مي انديشند و يادداشت برمي دارند. برخلاف روش هاي منفعل كه « معلم محور» است روش فعالي « دانش آموز محور» است. دانش آموز درامر يادگيري شركت فعال دارد، با مسايل مواجه مي شود، راجع به حل آنها فكر مي كند و با راهنمايي معلم به حل آنها مي پردازد. در اثر كارهاي آموزشي خودش، به مفاهيم پي مي برد. در اين صورت است كه دانش آموز به حل مساله ها علاقه مند مي گردد. موفقيت اين روش، به مهارت معلم و تسلط او به درس همبستگي دارد. در آموزش به روش فعال هر دانش آموز مطالب را به سرعت خود ياد مي گيرد و فرصت دارد كه به مطالب فكر كند. دانش آموز از طريق حل مساله، طي فرايندي به تدريج به مفاهيم پي مي برد و به جاي آنكه شاهد را رفتن معلم باشد خود قدم به قدم راه رفتن را تمرين مي كند و مي آموزد. با پي بردن به توانايي هاي خود، در او حس اعتماد به نفس تقويت مي شود چون در به دست آوردن نتيجه ها و كشف قواعد سهيم است و نسبت به مطالب احساس علاقه و مالكيت مي كند و ميل به دانش افزايي در او باور مي شود، در جريان كار فعال، دانش آموز رشد مي كند و تفكر منطقي را تقويت مي كند. در اين روش وظايف معلم عبارتست از توجه به كار يكايك دانش آموزان و دادن راهنمايي در موارد لازم، علاقه مند كردن آنها به كار و فعاليت درسي، شناخت دانش آموزان و پي بردن به توانايي آنها و از همه مهمتر قدم به قدم پيش بردن دانش آموز براي يادگيري يك مطلب درسي جديد طي مراحل مختلف آن. وظيفه دانش آموز هم فهاليت و كارآموزي و كاوشگري در حد توانايي خود مي باشد. سه اصل آموزش به روش فعال: معلم بايد بداند كه روند يادگيري چگونه جريان دارد و راه هاي ثمربخش را انتخاب كند. سه اصل براي تدريس ثمربخش وجود دارد كه عبارتند از: 1- اصل يادگيري فعال (كشف موضوع توسط خود دانش آموز ضمن انجام فعاليت هاي مناسب): البته آنچه در كلاس مورد توجه ملعم است اهميت دارد، ولي هزار بار مهم تر از آن، چيزي است كه مورد توجه دانش آموز است. انديش ها بايد از ذهن خود دانش آموز بيرون بيايد. در اين ميان نقش معلم را مي توان با نقش ماما و قابله مقايسه كرد. اين، نصيحت رسمي سقراط است. گفتگوي سقراطي، بهترين شكل آموزش با بهترين نتيجه است. درست است كه ميزان وفتي كه، در مدرسه، براي هر ماده درسي گذاشته اند، محدود است كه با اين روش همه درس ها را نمي توان ارائه نمود ولي با همه اين، اصل قديمي ما به قوت خود باقي است كه مي گويد: «با همين امكان هايي كه داريد، حداكثر تلاش خود را به كار بريد، تا خود دانش آموزان، در جريان كشف، شركت داشته باشند». اگر دانش آموز در تنظيم صورت مساله هايي كه بايد حل كند، شركت داشته باشد، خيلي فعالتر خواهد كوشيد. معلم بايد شرايطي را فراهم آورد كه دانش آموز بتواند مساله هاي خودش را طرح كند چون باعث خواهد شد كه نيروي خلاقيت او شكوفا شود. 2- اصل بهترين انگيزه: معلم بايد خودش را واسطه اي بداند كه مي خواهد مقداري از رياضياتي را كه مي داند، در اختيار دانش آموزان قرار دهد. اگر واسطه اي در عرصه جنس خود با مشكلي روبرو شود و كالايش روي دستش بماند يا خريداران از خريد كالاي او سرباز زنند، نبايد تقصير را به گردن خريداران بيندازد. به خاطر داشته باشيد كه، معمولاً حق با خريدار است. دانش آموزي كه از يادگرفتن رياضيات سرباز مي زند، ممكن است حق داشته باشد. هيچ دليلي وجود ندارد كه شاگرد شما، تنبل يا كم هوش باشد. بلكه خيلي ساده، ممكن است به چيز ديگري علاقه مند باشد. آخر، دنياي ما پر از چيزهاي جالب است. وظيفه شما، به عنوان يك معلم و به عنوان كسي كه مي خواهد آگاهي ديگران را بالا ببرد، اين است كه دانش آموز را به رياضيات علاقه مند كنيد. بنابراين، معلم بايد تمامي توجه خود را در انتخاب مساله و تنظيم آن به كار برد و آن را به بهترين صورت ممكن، به دانش آموزان عرصه كند. مساله بايد نه تنها از موضع معلم، بلكه از موضع شاگرد هم، جالب باشد. چه بهتر كه بشود درس را، در رابطه با تجربه روزانه شاگردان طرح كرد و آن را به صورت معما درآورد. مساله را مي توان با موضوعي آغاز كرد كه براي دانش آموزان روشن است و چه بهتر كه اين موضوع، امكان كاربرد علمي مساله و يا موضوعي مورد علاقه عموم باشد. اگر مي خواهيم نيروي خلاقيت دانش آموزان را پرورش دهيم نبايد مبنايي در اختيار آنها بگذاريم تا مطمئن شوند تلاش آنها بيهوده و عبث نيست. به خصوص، علاقه دانش آموز، بهترين انگيزه او در كار است. ولي، انگيزه هاي ديگري هم وجود دارد كه نبايد آنها را از دست داد. از دانش آموز بخواهيم كه نتيجه را حدس بزند، ولو بخشي از آن را، دانش آموزي كه فرضيه اي را ارائه كند، در واقع خود را به آن وابسته كرده است، حيثيت و احساس او در گرو فرضيه اوست و با بي صبري در انتظار آن است كه ببيند حدس او درست است يا نه، او با اشتياق به سرنوشت مساله و كار كلاس علاقه مند مي شود و در آن لحظه ها هيچ چيز ديگري توجه او را به خود جلب نخواهد كرد. 3- اصل تسلسل مرحله ها: عيب اصلي كتاب هاي رياضي دراين است كه تقريباً همه مسال هاي موجود در آنها، از صورت هاي متعارف و عادي انتخاب شده است. منظور از مساله هاي عادي، مساله هايي هستند كه ميدان كاربرد كمتري دارند و تنها به روشن كردن يك قانون خدمت مي كنند و تمرين هاي مناسب براي يك قانون هستند. البته اين مثال ها هم مفيد و هم لازم هستند ولي دو مرحله مهم آموزش در آنها وجود ندارد: مرحله بررسي و پژوهش و مرحله فراگيري. هدف اين دو مرحله اين است كه مساله مورد بررسي را با شرايط موجود و با آگاهي هايي كه قبلا به دست آورده ايم، مربوط مي كند. مساله هاي عادي، اين دو منظور را برنمي آورند، زيرا از قبل معلوم است كه براي روشن شدن قانون معيني طرح شده اند و اهميت آنها، تنها در خدمت كردن به همين قانون است. البته، گاهي در اين مساله ها، به قانون يا قانون هاي ديگري هم توجه مي شود كه در اين صورت، مساله هاي مفيدتري به حساب مي آيند. حقيقت اين است كه بايد در كنار مساله هاي عادي، دست كم گاه به گاه، مساله هاي عميق تري هم به دانش آموزان داده شود، مساله هايي كه زمينه غني تري داشته باشد امكان ورود دانش آموزان به كارهاي جدي تر علمي را فراهم آورد. وقتي مي خواهيد چنين مساله هايي را در كلاس مورد بحث قرار دهيد از همان ابتدا، يك بررسي و پژوهش مقدماتي به دانش آموزان پيشنهاد كنيد. اين كار اشتهاي آنها را در حل مساله و رسيدن به جواب تحريك مي كند. اين مطلب را هم فراموش نكنيد كه مقداري از وقت كلاس را، براي بحث درباره نتيجه اي كه به دست آمده است باقي بگذاريد. يادگيري توسط سه فاز صورت مي پذيرد: فاز اول: دانش آموز حدس و گمان مي زند. فاز دوم: آن را به صورت كلمات در مي آورد. فاز سوم: براي تثبيت يادگيري تمرين و ممارست انجام دهد. محاسن روش فعال: 1- دانش آموز مفاهيم را درك مي كند. 2- خود را در به دست آوردن نتيجه ها سهيم مي داند و اين در او علاقه ايجاد مي كند و به تدريج احساس توانايي مي كند كه اين خود موجب به وجود آمدن حس اعتماد به نفس در دانش آموز مي شود. 3- اين آموزش نياز به كنجكاوي، پويايي و خلاقيت را برآورده مي سازد و موجب رشد شخصيت در دانش آموز مي شود. معايب روش فعال: 1- مدتي صرف خواهد شد تا دانش آموز از طريق حل تمرين هاي كار در كلاس و پاسخ به سئوال هاي مناسب مفاهيم را يكي كي بفهمد و به قاعده ها پي ببرد. 2- هر مفهومي را نمي توان با روش فعال آموزش داد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 0:3 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:38 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|
|
عددپی يونان باستان مساحت هر شكل هندسي را از راه تربيع آن يعني از راه تبديل ان به مربعي هم مساحت بدست مي آوردند.از اين راه توانسته بودند به چگونگي محاسبه هر شكل پهلو دار پي ببرند . آن گاه كه محاسبه مساحت دايره پيش امد دريافتند كه تربيع دايره مسئله اي ناشدني مي نمايد . در هندسه اقليدسي ثابت شده بود كه نسبت محيط هر دايره به قطر آن عدد ثابتي است . و مساحت دايره از ضرب محيط در يك چهارم آن بدست مي ايد و مسئله بدان جا انجاميد كه خطي رسم كنند كه در ازاي آن با آن مقدار ثابت برابر باشد رسم اين خط ناشدني است .سرانجام راه چاره را در آن ديدند كه يك مقدار تقريبي مناسب براي آن مقدار ثابت بدست آورند . ارشميدس كسر بيست و دو هفتم را بدست آورد كه ساليان دراز آن را به كار مي بردند .پس از آن و براي محاسبات دقيقتر كسر سيصد و پنجاه و پنج بر روي صد و سيزده را به كار بردند. اختلاف بين عدد پي و مقدار تقريبي سيصد و پنجاه و پنج بر روي صد و سيزده فقط حدود سه ده ميليونم است . رياضي دان بزرگ ايراني جمشيد كاشاني براي نخستين بار مقدار ثابت نسبت محيط به قطر دايره را بدست آورد كه تا شانزده رقم پس از مميز دقيق بود اين رياضي دان و منجم مسلمان ايراني توانست مقدار دوبرابر پی راتا شانزده رقم اعشار در رساله محيطيه برابر 6.2831853071795865 بدست آورد . در جمله ي زير هرگاه تعداد حرف هاي كلمه ها را در نظر بگيريد مقدار عدد پي تا ده رقم پس از مميز بدست خواهد آمد : خرد و بينش و آگاهي دانشمندان ره سر منزل مقصود به ما آموزد . حال امروزه در محافل بین المللی و مجامع ریاضی دوست روز سوم ماه مارس هر سال را به عنوان روز عدد پی در نظر میگیرند.(3/14 این تاریخ روز سوم مارس هست که همان مقدار عدد پی نیز میباشد.به این دلیل سوم مارس شده روز پی).در این روز برنامه های متنوعی اجرا میشود . از قبیل مسابقات ریاضی و مسابقه سیب خوری و... .
و اما یک نکته. ایا شده تا بحال از خودتون بپرسید که این پی 3.14 هست یا 180 درجه .خوب جریان 3.14 رو که خوندین.حالا نوبت به 180 میرسه .میدونید که محیط دایره 360 درجه هست .حال اگر ما بر روی محیط دایره (شعاع دایره یک سانتیمتر باشد)هر یک سانتیمتر را جدا کنیم مشاهده میشود دایره به 6.28 قسمت تقسیم میشه .اونوقت نصف دایره میشه 3.14 قسمت که 180 درجه هست.امیدوارم که متوجه شده باشید |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:37 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر دانش اموز هم از توان دید همگرا وهم از توان دید واگرا به اندازه کافی بر خوردار باشد مشکلات یادگیری او کاهش خواهد یافت
در نوع دیدن همگرا فرد به یک کلمه یا شی انقدر متمرکز میشود که اشیا اطراف ان را مبهم وغیر واضح می بیند. اما در دید واگرا فقط به یک نقطه یا یک کلمه نگاه میکند ولی کلمات مجاور ان را نیز میبیند. برای تقویت مهارت همگرایی دو دید انجام تمرینات مربوط به تمرکز ودقت مفید هستند. برای تقویت مهارت دید واگرا میتوان با توجه به الگوهای زیر تمریناتی را ابداع کرد: ۱-کلمه ای را در وسط یک سطر نوشته شده است به کودک نشان داده وبه او می گوییم تا به ان کلمه نگاه کند وسعی کنددر همان حال بدون اینکه چشمانش را حرکت دهد یا جهت دیدش را عوض کند اشیا ئ پیرامون خود را ببیند. ۲-یک دایره کوچک در وسط تخته سیاه رسم میکنیم ومرکز ان را با یک نقطه مشخص می کنیم سپس از دانش اموز می خواهیم به مرکز دایره نگاه کند وبدون اینکه زاویه دید خودرا تغییر دهد اشیای پیرامون را ببیند. تقویت دید همگرا ۱- دانش اموز به کلمه ای در بین یک سطر توجه کرده و سعی کند ان کلمه را به طور کامل ودقیق ببیند وسایر کلمات سطر را ندیده ویا مبهم ببنید. ۲-دایره ای رسم کرده ومرکز را مشخص می کنیم سپس از دانش اموز می خواهیم روی نقطه چنان متمرکز شود که نتواند دایره را ببیند ویا مبهم ببیند. منبع کتاب اختلالات دیکته نویسی از دکتر مصطفی تبریزی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:1 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 20:14 توسط گروه اموزشی منطقه 15
|
|
||